ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢١٩
كرد حجابى شود در پيش دل وى، دل او پژمان شود. اگر بازگردد[١] و توبه كند مولى عزّ و جلّ حجاب از پيش دل وى بردارد[٢] و چون كسى نداند كه سبب [b ١٤١] پژمانى چيست از پژمانى به معصيت ديگر مشغول شود[٣] پس سبب مشغولى پژمانى حق[٤] كمتر شود. چون از آن معصيت بيرون آيد پژمانى وى زيادت از آن شود كه بوده است[٥] و هرچند معصيت بيشتر مىشود پژمانى معصيت[٦] زيادتتر مىشود و چون پژمانى زيادت شود به معصيت دليرتر[٧] شود و تا زنده بود[٨] پژمانى را به معصيت ديگر دفع مىكند. چون بمرد و از معصيت فروماند، پژمانيها همه جمع شوند و سبب عذاب او گردند.[٩] پس خردمند را واجب كند كه چون در دل خويش پژمانى بيند، توبه كند و به طاعت مشغول شود و در آن رنج پژمانى صبر كند تا مولى عزّ و جلّ رنج[١٠] پژمانى از دل وى بردارد تا بر پژمانى نميرد و در گور پژمان نبود، روز قيامت نيز پژمان نبود،[١١] چه مولى عزّ و جلّ فرموده است[١٢] روز قيامت روى نيكبختان خندان بود و تازه و روى بدبختان[١٣] گردآلود بود و سياه.[١٤] چنانكه مىفرمايد: «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ تَرْهَقُها قَتَرَةٌ أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ» [عبس/ ٣٨- ٤٢]. تا بنده امروز به يافت ايمان شاد [a ١٤٢] نبود و به ياد خداى عزّ و جلّ پژمان[١٥] نبود و بر آن نميرد، روز قيامت خندان و تازهروى نخيزد. و اللّه اعلم.[١٦]
[١] -« بازگردد و» ندارد.
[٢] -+ و آن پژمانى برود.
[٣] -+ چون مشغول شود.
[٤] - ندارد.
[٥] - بوده بود.
[٦] - ندارد.
[٧] - چفسيده.
[٨] -+ سامان يابد.
[٩] - به جاى« پژمانيها همه ... گردند»، پژمانى وى در گور جمله شد.
[١٠] - آن.
[١١] - نخيزد.
[١٢] - چه مولى تعالى در قرآن خبر داده است.
[١٣] -+ روز قيامت.
[١٤] -+ باشد.
[١٥] - بىپژمان.
[١٦] (*). درT در ادامه اين در برگa ١٤٢-b ١٤٤ مطلبى آمده كه متعلق به« تفكّر» است و به آخر« فصل فى التفكّر» برده شده است.