ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢١٥
و سؤال كردن از مولى عزّ و جلّ و حاجتهاى خويش خواستن دستوريست كه آمده است.
حضرت خداوند تبارك و تعالى[١] مر موسى را [b ١٣٩]- ٧-[٢] چنين فرمود كه ترا هرچند حاجت بزرگ[٣] پيش آيد از من بخواه كه هيچ چيز نزد من بزرگ نيست[٤] و هرچند حاجت اندك[٥] بود از من بخواه كه آن اندك جز من كسى ديگر[٦] نتواند داد[٧] ولكن چون از من حاجتى خواستى، اگر ديرتر حاصل شود مرا به بخيلى نسبت مكن،[٨] چه بخيلى صفت من نيست و من بخيلان را دشمن مىدارم[٩] و هر حاجتى كه بنده از حضرت خداى خود- جلّ و علا-[١٠] مىخواهد چون خواستن وى درست گردد، ضايع نبود كه به املا نوشتهام از پدر خود[١١] خواجه امام ابو بكر قلانسى- رحمة اللّه عليه- كه رسول- ٧-[١٢] فرموده است[١٣] كه هيچ مؤمن نيست كه از مولى عزّ و جلّ حاجتى بخواهد كه از سه چيز يكى نيابد[١٤] يا عين همان حاجت كه خواسته است به وى رساند در دنيا زودتر يا ديرتر يا به بركت آن خواستن بلا از وى بگرداند يا عوض آن حاجت دنيايى در آخرت درجهاى دهد.[١٥] ولكن دعا و سؤال را لقمه حلال بايد كه فرمود رسول- ٧-[١٦]: «طيّب لقمتك تستجب دعوتك». يكى را فرمود كه لقمه حلال بخورد تا دعايت را اجابت آيد. بدان[١٧] كه اجابت دعا جز مؤمنان را نبود [a ١٤٠] هر آينه كرامت است و روا شدن حاجت[١٨] مر مؤمنان[١٩] را بود و مر كافران نبود،[٢٠] چه مؤمنان را مولى عزّ و جلّ اجابت[٢١] وعده كرده است چنانكه مىفرمايد: «وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» [الشّورى/ ٢٦] و كافران را فرمود:[٢٢] «وَ ما دُعاءُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ»[٢٣] [الرّعد/ ١٤] وليكن ايشان را روا شدن حاجت بود
[١] - مولى تعالى.
[٢] -- صلوات اللّه عليه-.
[٣] - بزرگ حاجتى.
[٤] -« كه هيچ ... نيست» ندارد.
[٥] - اندك حاجتى.
[٦] -« كسى ديگر» ندارد.
[٧] - دادن.
[٨] - اگر دير دهم مرا به بخيلى منسوب مكن.
[٩] -« مى» ندارد.
[١٠] - از مولى تعالى+ بخواهد.
[١١] - خويش.
[١٢] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[١٣] - چنين گفت.
[١٤] - الّا از سه چيز يكى بدهد.
[١٥] - به جاى« در آخرت درجهاى دهد»، آنجهانى دهد.
[١٦] - چه آمده است به خبر از پيغامبر صلى اللّه عليه و سلّم كه يكى را چنين گفت.
[١٧] - ببايد دانستن.
[١٨] -T : اجابت،P : حاجت.
[١٩] - مؤمن.
[٢٠] - مر كافر را بود[ كذا: نبود].
[٢١] -+ دعا.
[٢٢] - مر دعاى كافران را چنين فرموده.
[٢٣] -+ مبين.