ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢١٤
عزّ و جلّ خلاف نيست[١] و مولى عزّ و جلّ چنين فرموده است كه «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» [المؤمن/ ٦٠] يعنى[٢] بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را. هرگز نبود كه بنده دعا تواند كردن و اجابت نيايد.[٣] پس هركه مولى را- عزّ و جلّ- اجابت كند بر آنچه ورا خوانده است يعنى امرهاى وى را بگزارد و از نهىها پرهيز كند، مولى عزّ و جلّ ورا[٤] اجابت كند.[٥]
و ببايد دانستن كه درجه دعا از درجه سؤال برتر است، چه آمده است به خبر رسول [a ١٣٩]- ٧-:[٦] «من شغله ذكرى عن مسألتى أعطيته أفضل ما أعطى السّائلون». يعنى[٧] هركه را مشغول كند ذكر[٨] من از خواستن حاجتها از من، من وى را به از آن دهم كه همه خواهندگان را. و «دعا» آن بود كه از خداوند جلّ و علاهم[٩] وى را خواهى و «سؤال» آن بود كه چيزى خواهى.
خواجه حكيم[١٠] گفته است[١١] خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد كه اى بنده من مرا به من شناختى[١٢] و از من به من رهى، پس از من[١٣] چه خواهى؟
هم خواجه حكيم گفته است- رحمة اللّه عليه- دعا آنگاه درست آيد[١٤] كه دل از اسباب گسسته گردد[١٥] كه[١٦] «دعا» گسستن اسباب است و «سؤال» خواستن اسباب.
و نيز خواجه محمّد[١٧] على ترمذى گفته است- رحمة اللّه عليه-: «الدّعاء عدو القلب الى اللّه تعالى». دعا دويدن دل است به خداى عزّ و جلّ. و تا دل غم[١٨] اسباب از روى حقيقت نبيند، روى از اسباب دنيايى[١٩] نتواند گردانيدن كه[٢٠] اسباب پرده غيب است، تا از اسباب نبيند، روى از اسباب دنيايى[٢١] نتواند گردانيدن كه[٢٢] اسباب پرده غيب است، تا از اسباب درنگذرد به خالق اسباب نرسد.
[١] - نشود.
[٢] - نشود.
[٣] -+ و جاى ديگر فرموده قوله تعالى: أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي[ البقرة/ ١٨٦] و خواجه حكيم- رحمة اللّه تعالى- در تأويل اين آيت چنين گفته است: من اجاب اللّه الى ما دعاه يجيبه اذا ما دعاه. پارسى اين بود كه.
[٤] - مر او را.
[٥] -+ چون بخواند مولى تعالى را.
[٦] -« رسول ٧» ندارد، به خبر+ چنين فرمود مولى تعالى.
[٧] - پارسى خبر اين بود.
[٨] - ياد.
[٩] - همه.
[١٠] -+ رحمه اللّه تعالى چنين.
[١١] -+ چنانستى كه.
[١٢] - بنده من مرا نمىشناسى.
[١٣] -T :« از من از من»؛P : از من جز من.
[١٤] - شود.
[١٥] - شود.
[١٦] - چه.
[١٧] -+ بن.
[١٨] - عجز.
[١٩] - ندارد.
[٢٠] - چه.
[٢١] - ندارد.
[٢٢] - چه.