ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢١
نعمت بود شكر كند و اگر در حال محنت بود صبر كند، چه رسول [a ١٥]- ٧-[١] خبر داده است و گفته:[٢] «الإيمان نصفان: نصف فى شكر، و نصف فى صبر»[٣] ايمان بر[٤] دو قسم است: يك نيمه[٥] شكر است و يك نيمه[٦] صبر.[٧]
و ديگر صلابت را از شگرفى و درشتى بشناسد، چه بسيار كس بود كه وى درشت بود و آن درشتى را صلابت پندارد.
و مدارا از مداهنت بشناسد، چه بسيار كس بود كه مداهنت كند و آن را مدارا پندارد و مداهنت چرب رفتن بود بىحقيقت.
و[٨] برّ را از ملق بشناسد. برّ مردم سانى بود و ملق چاپلوسى بود.
و سخاوت را از اسراف بشناسد. سخاوت جوانمردى بود و اسراف فسادكارى بود. و مولى عزّ و جلّ[٩] مر جوانمرد را دوست دارد و فسادكار را دشمن دارد، چنانكه مىفرمايد:[١٠] «إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» [الانعام/ ١٤١].
و [به][١١] تدبير زندگانى كردن را از بخيلى بشناسد، چه گفتهاند: «التّدبير نصف المعيشة». بسيار كس[١٢] بخل را تدبير پندارد.
و تعفّف را از تكبّر بشناسد. تعفّف خويشتندارى بود و تكبّر بزرگمنشى،[١٣] و مولى عزّ و جلّ[١٤] مر متكبّران[١٥] را دشمن دارد و خويشتنداران[١٦] را [b ١٥] بستود. چنانكه فرمود:[١٧] «يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ» [البقرة/ ٢٧٣]. خبر داد كه نادانان مر درويش خويشتندار را توانگر پندارند.
و تواضع را از مذلّت بشناسد، چه تواضع فروتنى بود و مذلّت خويشتن[١٨] خوار كردن بود. و تواضع پسنديده است، چه آمده است: «من تواضع للّه رفعه اللّه». و به خبر ديگر
[١] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[٢] - خبر داد و گفت.
[٣] - الايمان قسمان: قسم فى الشكر، و قسم فى الصبر.
[٤] - به.
[٥] - قسم.
[٦] - قسم.
[٧] -+ است. و اين خصال به كمال ايمان بازگردد به نفس ايمان.
[٨] -+ بايد كه.
[٩] - مولى تعالى.
[١٠] - فرمود. قوله تعالى.
[١١] -[] ازP افزوده شد.
[١٢] -[] ازP افزوده شد.
[١٣] - بزرگى كردن.
[١٤] - مولى تعالى.
[١٥] - متكبر.
[١٦] - خويشتندار.
[١٧] -+ قوله تعالى.
[١٨] -+ را.