ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٠٩
[٢٢] فصل فى عافية القلب
خواجه حكيم- رحمة اللّه عليه- فرموده است[١] كه «عافية القلب قرار [b ١٣٥] القلب مع اللّه».[٢] و مولى عزّ و جلّ در قرآن چنين فرموده كه «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» [الرّعد/ ٢٨].
پارسى چنين[٣] بود كه دلها به ياد مولى عزّ و جلّ آرامد و آرام دل آنگاه درست شود كه نور يقين قوّت گيرد تا دل همچنانكه گرويده است، بيند و چون ديد، آرام پديد آيد با مولى عزّ و جلّ، و از غير[٤] وى بىآرام گردد.
و خواجه حكيم- رحمه اللّه- گفته كه هر كارى كه ديد آن بر ندهد آن نه كار است و هر ديدار[٥] كه آرام بر ندهد[٦] نه ديدار است و هر آرام[٧] كه بىآرامى بر ندهد آن نه آرام است. و بيان اين سخن آن است كه چون طاعت بنده درست گشت،[٨] يقين قوّت گيرد تا دل همچنانكه گرويده است كه همه اين اسباب مخلوقاند و از حال به حال گردنده بيند و چون ديد، روى از آرام گيرنده[٩] بازگرداند چنانكه مولى عزّ و جلّ خبر داد از ابراهيم خليل- صلوات الرّحمن عليه- كه «لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ» [الانعام/ ٧٦]. گفت: دوست ندارم[١٠] حالبهحال گردندگان را. و چون اين ديدار درست شد، آرامش با مولى عزّ و جلّ افتد و چون آرامش با مولى عزّ و جلّ
[١] - چنين گفته است.
[٢] - گفت: عاقبت دل آرام دل است با مولى تعالى و اين را« طمانيه» خوانند.
[٣] - اين.
[٤] - جز.
[٥] - ديدارى.
[٦] -+ آن.
[٧] - آرامى.
[٨] - گردد.
[٩] - با كردنده/ با گردنده[ كذا].
[١٠] -+ از.