ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٠٧
كند[١] تا كرامت ايشان به نزد مولى عزّ و جلّ پديد آيد.[٢]
و اهل معرفت گفتهاند: «من عرف اللّه لا يضرّه ذنب». پارسى اين بود كه هر بندهاى كه خداى را عزّ و جلّ شناخت وى را گناه زيان ندارد. درين دو تأويل است: يكى آنكه چون بنده خداى را عزّ و جلّ بشناخت از گناه زيانكار نيايد يعنى كباير؛ و تأويل ديگر آنكه كسى خداى را بشناخت مرو را گناه زيان ندارد[٣] به آن معنى كه بنده كه هلاك شود به كردن گناه هلاك نشود بلك به سبك داشتن گناه هلاك شود[٤] و پاى فشاردن[٥] بر گناه و توبه ناكردن از گناه هلاك شود. و خداىشناس را اين صفتها نبود كه اگر وقتى به معصيت افتد به سهو و غفلت[٦] و آن را عادت نكند،[٧] پشيمان شود و توبه كند، لاجرم زيان ندارد و هلاك نشود.
[١] - گرداند.
[٢] - كرامت ايشان بود نزد مولى تعالى+ هرچند اين خبر آمده است كه« رب معصية ميمونة» بنده را نشايد كه به معصيت دليرى كند به امّيد آنكه بود كه اين معصيت بر من مبارك آيد كه فرمان به ناكردن معصيت ظاهر است و آنكه بعضى را سبب بيدارى گردد، نادر بود و موهوم. و بنده را نشايد كه ظاهر را از بهر موهوم دست بازدارد و آنكه صورت بندد كه كسى را معصيت سبب بيدارى گردد به حقّ كسى صورت بندد كه وى اسير نفس نبود و مر او را معصيت عادت نبود و خداوند عزّ و جلّ را شناخته بود كه خواجه حكيم گفته است رحمة اللّه تعالى كه آنچه+ اهل معرفت.
[٣] -« يعنى كباير ... زيان ندارد» در حاشيه اضافه شده.
[٤] -« هلاك شود» ندارد.
[٥] - افشاردن.
[٦] -+ بود.
[٧] -+ و باز.