ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٩٥
و فضيل عياض- رحمة اللّه عليه- چنين گفتى كه اگر من طاعت كنم و خداى عزّ و جلّ[١] مرا به دوزخ فرستد، دوستتر[٢] دارم كه معصيت كنم و به بهشت فرستد؛ از بهر آنكه اگر مرا به طاعت به دوزخ فرستد[٣] رنج دوزخ بود وليكن شرم «چرا كردى» نبود و اگر معصيت كنم مرا به بهشت فرستد. بهشت خوش است وليكن با شرم «چرا كردى» در بهشت لذتى نبود.[٤] و ديگر معنى آن بود- و اللّه اعلم- كه اگر بنده را رغبت معصيت نبودى به ناكردن معصيت و به كردن طاعت ثواب نبودى و ستايش نبودى، چه فرشتگان را وعده ديدار مولى عزّ و جلّ نيامده است و بهشت جاى با شش[٥] ايشان نخواهد بود، با وجود آن به طاعت مشغولاند كه چشم برهم زدن عاصى نمىشوند، آن از بهر عدم شهوت است.[٦]
آوردهاند كه داود پيغامبر [a ١٢٧]- صلوات اللّه عليه- با مولى عزّ و جلّ مناجات كرد.
گفت: الهى مرا فرمودهاى معصيت مكن و شهوت در من نهادهاى، چگونه كنم[٧] كه نكنم؟
و فرمودهاى كه طاعت كن و توفيق از تو، تا[٨] توفيق ندهى چگونه كنم؟ و مرا فرمودهاى كه با[٩] ديو حرب كن،[١٠] چون او را نبينم چگونه حرب كنم؟ فرمان آمد از مولى عزّ و جلّ كه اگر مر ترا شهوت معصيت نبودى به يك معصيت كه كردى ترا به دوزخ فرستادمى كه نپذيرفتى.[١١] و ديگر آنكه شهوت در[١٢] تو نهادم تا پناه به حضرت ما آرى تا ما ترا از جميع آفات نگاه داريم. و ترا طاعت فرموديم و[١٣] توفيق از من تا از من توفيق خواهى به كردن طاعات كه[١٤] اگر تو طاعتى بىتوفيق توانستى كردن به يك طاعت كه بجاى نياوردى[١٥] ترا به دوزخ فرستادمى. و ترا با ديو حرب فرمودم اگر ديو دشمنى بودى كه وى را[١٦] بديدى، اگر يك ساعت از حرب وى بياسودى ترا[١٧] عقوبت فرمودمى.[١٨] از اين است[١٩] كه اگر تقصير مىكنى در حرب وى، ترا عفو وعده كردهام كه ورا نمىبينى.
و ديگر نشان ايمان عطايى شرم است و امانت و رحم كه[٢٠] آوردهاند به خبر از رسول
[١] - مولى تعالى.
[٢] -+ از آن.
[٣] -« از بهر آنكه ... دوزخ فرستد» ندارد.
[٤] - از بهشت مزه نبود.
[٥] - ندارد.
[٦] -« با وجود آن ... عدم شهوت است» ندارد.
[٧] - توانم.
[٨] -+ تو.
[٩] ...
[١٠] -+ با دشمن.
[١١] - و عذر تو نپذيرفتمى.
[١٢] - اندر.
[١٣] - به جاى« تا پناه ... فرموديم»، تا تو به من اندخسى تا ترا نگاه دارم و طاعت فرمودم.
[١٤] - چه.
[١٥] - به جاى ماندى.
[١٦] - ورا.
[١٧] - ندارد.
[١٨] - كردمى.
[١٩] - از بهر اين است.
[٢٠] - چه.