ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٨٧
آيت آن بود كه تا بنده ترسنده[١] نبود و به طاعت حريص نبود، از معصيت پرهيزكنند [ه] نبود و تا طاعت نكند،[٢] خداى تعالى از وى خشنود نبود و تا خداوند تعالى از وى خشنود نبود، وى به وقت قضاى مكروه از خداوند[٣] تعالى خشنود [a ١٢٢] نبود.
و اهل معرفت چنين گفتهاند كه چون بنده به درجه رضا رسيد، به بهشت رسيد،[٤] چه صبر كردن همچنان است كه[٥] بر صراط گذشتن و به رضا رسيدن همچنان است كه[٦] به بهشت رسيدن.
و درجه برتر از[٧] مسلمانى از بلا حلاوت يافتن است و آن از[٨] غايت محبّت بود كه چون محبّت خداى تعالى[٩] بر دل چيره شود، همه دوست را[١٠] بيند نه فرستاده را. چون همه دوست بيند و بلا نبيند، لاجرم از آن بلا حلاوت يابد،[١١] چه هرچه از دوست آيد دوست بود.
به حكايت آوردهاند كه رابعه عدويّه[١٢] بيمار شده بود.[١٣] كسى از دوستان او را گفت كه راست نيست در دعوى دوستى آنكس كه در بلاى دوست صبر نكند.[١٤] رابعه جواب داد كه راست نيست در دعوى دوستى كسى كه در بلاى دوست مزه[١٥] نيابد. و اللّه اعلم.
[١] - ترسكار.
[٢] -+ و از معصيت پرهيز نكند.
[٣] -+ سبحانه و.
[٤] - برسد.
[٥] - چون.
[٦] - چون.
[٧] - در.
[٨] -« از» ندارد.
[٩] - حقّ سبحانه و تعالى.
[١٠] - به جاى« همه دوست را»، همه حقّ را از حقّ سبحانه و تعالى.
[١١] - به جاى« چون همه ... يابد»، چون هر دو را فرستاده دوست بيند، از هر دو حلاوت يابد.
[١٢] -+ رحمها اللّه تعالى.
[١٣] - شد.
[١٤] -T :+« دعوى او راست نباشد» كه تكرار است.P اين تكرار را ندارد.
[١٥] -+ و حلاوت.