ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٨٣
شود كه چون درويشى پيش آيد[١] صبر تواند كردن و اگر[٢] نتواند كردن، مقرّر شد[٣] كه شاكر [a ١١٩] نبوده است. و صابرى در درويشى[٤] آنگاه پديد آيد كه چون توانگرى پيش آيد.[٥] شكر بتواند كردن. چون نتواند، مقرّر شد كه صابر نبوده است.[٦]
و اهل معرفت چنين گفتهاند كه آن خبر كه رسول- ٧[٧]- فرمود كه «من كان فى الرّخاء شكورا، كان فى البلاء صبورا». دليل دهد[٨] كه اگر سليمان پيغامبر را- صلوات الرحمن عليه-[٩] به جاى عيسى- ٧- آوردندى مثلا ازو[١٠] همان صبر پديد آمدى كه از عيسى- ٧- و اگر عيسى را- ٧- بر جاى سليمان- ٧- بردندى از وى همان شكر پديد آمدى كه از سليمان- ٧-. دليل بر اين[١١] آنكه مولى عزّ و جلّ اين هر دو حال به حقّ ايّوب- ٧- پديد آورد و در هر دو حال از وى راستى پديد آمد؛ به حال نعمت شكر و به حال محنت صبر. و اين[١٢] هر دو از قوّت يقين خيزد[١٣] و صبر و شكر هر دو همچناناند چون خوف و رجا، هر كرا خوف قوىّ بود رجا نيز قوىّ بود.
و مولى عزّ و جلّ فرمود[١٤] كه به صبر و نماز كردن از من يارى خواهيد. نماز كردن شكر يافت مسلمانيست و صبر كردن در محنت شرط مسلمانى است و اين هر دو را [b ١١٩] بنده بىمدد مولى عزّ و جلّ- نتواند كردن وليكن[١٥] آن است كه بنده را در شكر اختيار است كه شكر بر ظاهر افتد و صبر بر دل و بنده را بر دل دست نى. چون بنده گرويده[١٦] به وفاى ايمان بكوشد و از مولى عزّ و جلّ- يارى خواهد تا امرهاى وى را بگذارد و از نهىهاش پرهيز كند آن از وى شكر[١٧] گردد و يقينش قوّت گيرد و مولى عزّ و جلّ وعدههاى[١٨] خويش وفا كند چنانكه وعده كرده است: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ» [ابراهيم/
[١] -+ او را.
[٢] - به جاى« و اگر»، و چون.
[٣] - پديد آيد.
[٤] - صابرى درويش.
[٥] - يابد.
[٦] - چون شكر نتواند كردن پديد آيد كه صبرش درست نبوده است.
[٧] - صلى اللّه عليه و سلّم+ گفت.
[٨] - كند.
[٩] - ٧.
[١٠] -« ازو» ندارد.
[١١] -« اين» ندارد.
[١٢] - چه.
[١٣] -+ و چون يقين قوىّ بود در هر دو حال قوت يابد.
[١٤] - گفت.
[١٥] -+ تفاوت.
[١٦] -+ بود.
[١٧] -+ ايمان.
[١٨] - وعده.