ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٦٦
بتوانم زدن يا نى؟ مرا اين غم بايد خوردن كه اينجا نه پذرفتار است و نه گرو.[١]
آوردهاند كه دانشمندى هشت ماهه خوردنى آماده كرده بود، زن وى مرو را الزام مىكرد[٢] كه اين چهار ماهه ديگر آماده كن تا مرا دل فارغ شود. اين دانشمند بستر بيفكند و بخفت.
زن گفت: چرا مىخسبى؟
گفت: از بهر آنكه من پس[٣] هشت ماه بيمار خواهم شدن از بهر[٤] آن مىخسبم.
زن جواب داد كه اگر از پس[٥] هشت ماه بيمار خواهى شدن[٦] اكنون خفتن چه معنى دارد؟[٧]
دانشمند گفت: چون مىترسى كه از پس[٨] هشت ماه از بىنانى بميرى، اگر من از[٩] بيمارى پس هشت ماه اكنون بخفتم چه عجب!
آوردهاند كه خواجه حاتم- رحمة اللّه عليه- به غزو مىرفت. زن را گفت: نفقه[١٠] چند مىخواهى تا بمانم و بروم؟ زن گفت: همچند آن كه زندگانى بخواهى ماندن كه مرا نفقه بىزندگانى چه كار آيد.[١١]
و ببايد دانستن كه در شريعت بازداشت نيست از آنكه كسى نفقه يك ساله آماده كند خاصّه كسى را كه[١٢] زن بود [a ١٠٨] و فرزند بود.[١٣] چه رسول- صلّى اللّه عليه و سلّم- مر زنان خويش را يك ساله نفقه بدادى چون[١٤] فراخدستى بودى.[١٥] دانستيم كه روا بود ولكن چنان بايد كه مردم يك ساله قوت[١٦] آماده كنند دل بر آن ننهند كه اين [روزى][١٧] من است كه وى نداند كه آن روزى وى هست يا نى و اگر آماده نشود غم نخورد و دلتنگ نشود[١٨] كه «روزى» را از بهر آن «روزى» خوانند كه چون روز بيايد وى بيايد.[١٩] و يكى از
[١] - گروگان.
[٢] - الزام مىكرد او را.
[٣] - پس ازين.
[٤] -« بهر» ندارد.
[٥] -+ اين.
[٦] - شد.
[٧] - خفتن را چه معنى بود.
[٨] - پس از.
[٩] -+ بيم.
[١٠] - نفقات.
[١١] - به جاى« هم چند ... كار آيد»، هم چندان نفقه من بگذار كه زندگانى از براى من بتوانى گذاشت. چون نفقه بگذارى و مقدارى زندگانى نتوانى گذاشت مرا نفقات بىزندگانى چه به كار آيد.
[١٢] -+ وى را.
[١٣] -« بود» ندارد.
[١٤] -+ وقتى كه.
[١٥] -+ پس.
[١٦] - بار.
[١٧] -[] ازP اضافه شده است.
[١٨] - دلتنگى نكند.
[١٩] - روزى نيز.