ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٦
عزيز دارد وليكن به سبب جوانى و قوّت[١] شهوت و غفلت با هواى تن برنيايد و وقت وقت[٢] به معصيت اندر افتد و از معصيت خويش شرم دارد و قصد توبه كند[٣] و معصيت پوشيده كند[٤] و اين را «مغلوب» خوانند يعنى شهوت بر وى چيره بود و به معصيت اندر افتد و مولى عزّ و جلّ[٥] مرين قوم را وعده كرده است كه توبه دهد، چنانكه فرموده است قوله تعالى: «وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ» [التّوبه/ ١٠٢]. مولى عزّ و جلّ[٦] خبر داد كه آنكسان[٧] كه به گناه خويش مقرّ بوند[٨] و طاعت كنند[٩] و گاهگاه معصيت كنند مريشان را توبه دهم. و رسول- ٧-[١٠] فرموده است: «اقبلوا عن ذوى الهيئات عثراتهم». خبر داد كه آنكسانى كه ايشان بامروّت و باخصال بپسند[١١] باشند، به گناه افتند[١٢] مريشان را بدان چشم مبينيد. معنى آن بود- و اللّه اعلم- كه [به][١٣] بركات آن خصال پسنديده[١٤] [b ١١] ايشان را توبه دهد. اگر با چنين مفسد صحبت دارى به نيّت آنكه وى را با جمع خيركشى،[١٥] به اهل خير آشنا كنى، روا باشد[١٦] تا بركات آن وى را دريابد روا بود، چه عيسى- ٧- و يحيى- ٧-[١٧] چون به جايى برسيدند،[١٨] يحيى- ٧- بر زاهدان فرود آمدى و عيسى- ٧- بر فاسقان فرود آمدى. عيسى را- ٧-[١٩] سؤال كردند كه چگونه است كه بر فاسقان فرود مىآيى؟ جواب دادى[٢٠] كه من طبيبم هركس كه حاجتمندتر بود بر او فرود آيم تا تندرست شود.[٢١].
و مفسد ديگر آن است كه دين را نشناخته بود[٢٢] و اهل علم و اهل خير را دوست ندارد و به نماز و كارهاى خير كاهل بود و[٢٣] فاسقى عادت دارد و از[٢٤] آشكارا كردن
[١] -+ و.
[٢] - فقط يكبار« وقت».
[٣] - دارد.
[٤] - مىدارد.
[٥] - مولى تعالى.
[٦] - مولى تعالى.
[٧] - كسانى.
[٨] - بودند.
[٩] - كردند.
[١٠] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[١١] - پسنديده بودند.
[١٢] - به جاى« به گناه افتند»، و گاه به جاه بشتافتند.
[١٣] -P :« به» دارد.
[١٤] -+ مولى تعالى.
[١٥] - برى و يا.
[١٦] - تا بركات آن وى را دريابد روا بود.
[١٧] - عيسى و يحيى- صلوات اللّه عليهما-
[١٨] - رسيدندى.
[١٩] -« ٧» ندارد.
[٢٠] - داد.
[٢١] - من طبيبم و بيمار به طبيب حاجتمندتر بود.
[٢٢] - است.
[٢٣] -+ بر.
[٢٤] -« از» ندارد.