ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٤٢
امروز خلق[١] از شرّ وى امان يابند.
و خواجه ابو اسحاق بشاغرى- رحمة اللّه عليه- چنين گفته است: معامله بنده در دنيا با بندگان مولى عزّ و جلّ نشان معامله مولاىست عزّ و جلّ در قيامت با بنده، چه رسول- صلى اللّه عليه و سلّم- فرمود:[٢] «من لا يرحم لا يرحم». هركه وى بر بندگان مولى عزّ و جلّ[٣] نبخشايد در دنيا، مولى عزّ و جلّ بر وى نبخشايد در عقبى. هركه را بينى كه بر بندگان خداى عزّ و جلّ[٤] رحم كند[٥] دليل آن است كه خداى[٦] عزّ و جلّ [a ٩٢] فرداى قيامت بر وى رحم خواهد كردن و هركه خلق را از شرّ خود[٧] ايمن كرده است دليل آن است كه مولى عزّ و جلّ فرداى قيامت او را از عذاب خويش ايمن كند. و هركه در دنيا پرده خلق را ندرد و وى را[٨] رسوا نكند، دليل آن است كه مولى عزّ و جلّ پرده او را نخواهد دريد و او را رسوا نخواهد كرد در روز قيامت.[٩] و هركه با خلق كارها آسان كند،[١٠] دليل آن است كه مولى عزّ و جلّ شمار بر وى آسان كند فرداى قيامت.[١١]
و خواجه امام ابو القاسم خطيب[١٢]- رحمة اللّه عليه- فرموده است:[١٣] اگر تو روز قيامت به سبب مسلمانى سلامت[١٤] چشم مىدارى[١٥] چرا امروز مسلمانان را از شرّ خود سلامت نمىدهى؟
و تفسير «نعمت» و «محنت» به نزد عامّه خلق ديگر است و به نزد اهل معرفت ديگر.
عامه خلق هرچه مر ايشان را خوش آيد و با هواى تن موافق بود،[١٦] آن را نعمت خوانند.
آن از آن است كه عقل ايشان قوّت ندارد و حالى بينند. و نيكويى و بدى چيزها بر دو نوع است: يكى آن[١٧] كه حالى نيكوست و[١٨] عاقبتش بد است؛ ديگر آنكه حالى بدست و[١٩]
[١] - مردمان.
[٢] - چنين+ فرمود.
[٣] - تعالى.
[٤] - مولى تعالى.
[٥] -+ در دنيا.
[٦] - مولى تعالى.
[٧] - هر كرا بينى كه وى خلق را از شرّ خويش.
[٨] - و هر كرا بينى كه وى پرده خلق را ندراند و خلق را.
[٩] - مولى عزّ و جلّ فردا قيامت پرده وى نخواهد دريد و وى را رسوا نخواهد كردن.
[١٠] - هركرا بينى با خلق آسان كارى كند.
[١١] - دليل آن است كه فردا قيامت مولى عزّ و جلّ شمار با وى آسان خواهد كردن.
[١٢] -« خطيب» ندارد.
[١٣] - چنين گفتى.
[١٤] - اگر تو سلامت خود روز قيامت به سبب مسلمانى.
[١٥] -+ پس.
[١٦] - آيد.
[١٧] -+ است.
[١٨] - ليكن.
[١٩] - ليكن.