ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٤٠
اندازه طاعتها بود.[١] چه آوردهاند[٢] كه درويشان مؤمنان را به چهل سال [b ٩٠] پيش[٣] به بهشت اندر آرند[٤] همچنانكه[٥] درويشان كافران را به چهل سال پستر[٦] به دوزخ اندر آرند.[٧] پس معلوم[٨] شد كه همه نعمتها به مسلمانى نعمت گردد. بنده را جهد بايد كردن كه[٩] به يافت مسلمانى شادى بيش از آن كند كه به همه نعمتهاى ديگر.[١٠] و علامت آنكس كه وى به يافت مسلمانى شادتر است، آن است كه[١١] هر نعمتى كه از دنيا[١٢] از وى مىرود نينديشد،[١٣] گويد الحمد للّه كه مسلمانى برجاست،[١٤] خرسندى يابد.
و خواجه امام بشاغرى- رحمه اللّه-[١٥] در فوايد آوردهاند كه مسلمانى را خرى گم شده بود، به طلب آن خر مىدويد. در راه ترسايى را ديد كه آهسته مىرود.[١٦] با خود تأمّل كرد[١٧] كه اين ترسا بهترين چيزى[١٨]- كه مسلمانى است-[١٩] گم كرده است[٢٠] و آهسته[٢١] مىرود و من بهترين چيزها يافتهام[٢٢] از براى خرى اين دويدن چراست؟[٢٣] از شكر مسلمانى آگاه شد، از شادى آن بيش به طلب آن خر نرفت.[٢٤]
و از فرود نعمت ايمان نعمت امان است، تا بنده ايمن نبود[٢٥] از هيچ نعمت بهره نيابد.[٢٦] فرمودهاند[٢٧] كه «لا عيش للخائف». عيش نيست مر ترسنده را. و يحيى معاذ الرّازى- رحمة اللّه عليه- [a ٩١] آورده است[٢٨] كه در دنيا همه ترس است و هيچ ايمنى نه، چنانكه در بهشت همه ايمنى است و هيچ ترس نى. و پدر من گفت[٢٩]- رحمه اللّه- كه به
[١] -+ و همچنين نيز هركه بر كافرى ميرد- نعوذ باللّه منها- به دوزخ اندر آيد وليكن عقوبتهاى زيادتى در دوزخ به اندازه معصيت بود.
[٢] -+ به خبر كه همچنان.
[٣] - پيش به چهل سال.
[٤] -+ مر زيادتى كرامت ايشان را.
[٥] - همچنين.
[٦] - سپس.
[٧] -T : آرد.
[٨] - چون روشن.
[٩] - تا.
[١٠] - ديگران.
[١١] - به جاى« آن است كه»، چون به نعمتهاى ديگر آن بود.
[١٢] -« از دنيا» ندارد.
[١٣] - بينديشد.
[١٤] - با من است.
[١٥] - تعالى+ چنين آورده است در فوايد خويش.
[١٦] - مىرفت.
[١٧] - اين مسلمانى با خود تأمّل كرد.
[١٨] - چيزها.
[١٩] -« كه مسلمانى است» ندارد.
[٢٠] -+ و آن چيز مسلمانى است.
[٢١] - با اين همه به آهستگى.
[٢٢] -+ كه مسلمانيست.
[٢٣] - از بهر يكى خردويدن من چراست+ چون.
[٢٤] - از شادى آن را به طلب خر نرفت.
[٢٥] - چه تا اين نبود.
[٢٦] - بنده از هيچ نعمت بهره برنتواند داشتن.
[٢٧] - چه گفتهاند.
[٢٨] - بنده از هيچ نعمت بهره برنتواند داشتن.
[٢٩] - گفتى.