ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٢٦
نيكو كند تا به حلاوت طاعت برسد و جهد كند تا همچنانكه به ظاهر دست[١] بازدارد به باطن[٢] از شهوت حلال و مال حلال دور باشد تا به درجه خاصّ برسد و چون رسيد از مولى عزّ و جلّ منّت پذيرد و خويشتن را از شكر اين يافته، عاجز بيند و خويشتن را به اين درجه كه يافته، اهل نبيند و جهد كند و از مولى عزّ و جلّ يارى خواهد تا به حلاوت طاعت و با حال پسنديده نيارامد تا به درجه خاصّ برسد.
و آوردهاند كه شبلى- رحمة اللّه عليه- ياران خويش را[٣] گفتى اگر نمىتوانيد به مولى عزّ و جلّ مشغول شدن، بارى جهد كنيد تا به كارهاى پسنديده وى مشغول شويد.
و هركه را مولى عزّ و جلّ ايمان داد، امّيد است كه[٤] پيش از مرگ بدين درجهها- كه ياد كرده شد- برساند، چه اصل همه كرامتها ايمان است. چون بنده مر يافت ايمان را شكر كند و در هر درجهاى كه هست در ايمان خويشتن[٥] را اهل آن نبيند و به همان درجه خرسند نشود و از مولى عزّ و جلّ بخواهد تا ورا به درجه بلندتر رساند امّيد بود كه به همه درجهها برسد چه تا بنده نميرد [a ٨١] بر وى پديد نيايد كه وى اهل كدام درجه بوده است. و بنده را در باب دين خرسندى[٦] نكوهيده است كه به همان درجه كه يافته بود،[٧] بسنده كند و درجه بلندتر[٨] طلب نكند، چه قناعت در باب دين عقوبت حرص دنياست.
[١] - از معاصى.
[٢] - نيز رغبت به+ شهوات و مال حلال.
[٣] - چنين.
[٤] - وى را.
[٥] - خويش.
[٦] - خورسند خوارى.
[٧] - است.
[٨] - بر.