ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٢٥
من در نماز كرده است[١] يعنى مولى عزّ و جلّ مر مرا زيادتى كرامت پديد مىآرد اندر نماز كه بيرون نماز آنچنان نمىشود. چه آوردهاند كه رسول- صلّى اللّه عليه و سلّم-[٢] در نماز[٣] شرفاك كردى كه ديگ رويين بجوشد و به غالب حال بيرون نماز آنچنان نبودى.
پس پديد آمد كه رغبت وى به نماز از بهر آن بودى تا مقام مشاهدت زيادت شود- و اللّه اعلم- و اين خبر دليل كند هرچند بنده به كرامت نزديكتر شود، هيبت مولى عزّ و جلّ در دل وى[٤] زيادت[٥] شود. چون كسى در خويشتن نشان كرامت بيند و ايمنتر شود آن مكر بود نه [a ٨٠] كرامت.
و خواجه حكيم را- رحمة اللّه عليه- پرسيدند كه بعضى چنين مىگويند كه چون بنده خاصّ مولى گردد- عزّ و جلّ- خوف از وى برود، اين سخن درست هست يا نى؟ گفت:
نى، چه آنكس خاصّ ابليس گردد كه خوف از وى برود[٦] و چون بنده از مولى عزّ و جلّ نترسد پس وى نيز خداى ديگر گردد.[٧]
معنى اين خبر كه رسول- صلى اللّه عليه و سلّم- فرموده: «و إنّه ليغان على قلبى و إنّى لأستغفر اللّه في كلّ يوم مئة مرّة». چنين فرموده است كه آنكه رسول- صلى اللّه عليه[٨] و سلّم- صد بار استغفار كردى[٩] آن بود كه وى را آرزو بودى كه پيوسته بيرون از نماز همچنان با هيبت[١٠] توانستى بودن كه در نماز. چون دل خويش را بيرون از نماز همچنان با هيبت نيافتى[١١] كه در نماز، خويشتن را مقصّر ديدى[١٢] و از مولى عزّ و جلّ عذر خواستى.
و چنان بايد كه چون بنده گرويده است و از كافران جدا شده جهد كند و از مولى عزّ و جلّ يارى خواهد تا امرهاى وى را بگزارد و از نهىهاى وى پرهيز كند تا از فاسقان نيز جدا شود و اين درجه عام است. و چون اين توانست كردن از مولى عزّ و جلّ منّت [b ٨٠] پذيرد و خويش[١٣] را از شكر اين عاجز بيند آنگاه جهد كند تا ادب بندگى نگاه دارد و طاعت
[١] - مولى تعالى وليكن نگفت كه روشنايى چشم من از نماز كرده است.
[٢] - ٧.
[٣] - چنان.
[٤] - بنده.
[٥] -+ تر.
[٦] - چه مولى تعالى از بنده نترسد.
[٧] - شود.
[٨] - ٧+ هر روز.
[٩] - معنى.
[١٠] -« با هيبت» ندارد.
[١١] -« با هيبت نيافتى» ندارد.
[١٢] - خويش مقصّر ديدى.
[١٣] - خويشتن.