ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٠٦
نشويد و عام را پسند نياييد. تا به اين زمانه كسى بدعت[١] بر خود نبندد عام را پسند نيايد و من شما را سنّتهاى رسول- صلّى اللّه عليه و سلّم- مىآموزم، چون نگاه داريد از فتنه انگشتنمايى برهيد.
و نشان زهادت آن بود كه خويشتن را به ظاهر مانند پارسايان نكند،[٢] چه خواجه حكيم را- رحمه اللّه- [b ٦٨] پرسيدند كه «ما صدق التّقوى؟ قال: التبرّى من علامات التقوى». گفتند: پارسايى[٣] را علامت چه بود؟ گفت: آنكه خويش را به ظاهر مانند پارسايان نكند.
و آوردهاند كه چون كسى ابراهيم ادهم را بديدى ندانستى كه وى از جمله عيّاران است و يا از جمله پارسايان. و نيز گفتهاند كه هركه از دنيا به ظاهر ببرّد، دنيا حلق وى را ببرّد و هركه به باطن ببرّد، وى مر حلق دنيا را ببرّد. و يكى از بزرگان چنين گفته[٤] كه خنك زاهدان كه[٥] دنيا نخواستند و مولى عزّ و جلّ مر ايشان را دنيا ناخواسته بداد و بهشت مىخواهند از ايشان كى بازدارد. واى بر حريصان كه ايشان دنيا خواستند و بجستند و مولى عزّ و جلّ مر ايشان را دنيا نداد با وجود[٦] خوارى دنيا. پس بهشت عزيز ناخواسته با ايشان كى دهد؟ چه مرد حريص را عين دنيا دهند وليكن نفع دنيا ندهند، چه به خبر آمده است از رسول- صلّى اللّه عليه و سلّم- كه «الحريص محروم». و خواجه حكيم رحمة اللّه اين خبر را بيان كرده و چنين گفته است: «الحريص على الدنيا يمنع الاستمتاع بها». يعنى حريص به دنيا بازدارد از برخوردارى[٧] [a ٦٩] دنيا، چه سبب رسيدن به آرزوهاى دنيايى سيم است و مولى عزّ و جلّ نفع سيم در جدايى وى نهاده است چه تا سيم از تو جدا نشود نفع دنيايى يا دينى به تو نرسد. و يكى از زاهدان[٨] چون سيم به دست گرفتى گفتى: اى سيم مرا مىفريبى كه من[٩] نيكوام چه[١٠] مرا سخت نگاه[١١] دار؛ ترا چگونه سخت نگاه[١٢] دارم كه تو از من جدا نشوى منفعت تو به من نرسد. و حريص سيم را از زندگانى
[١]- بدعتى.
[٢]- به زاهدان نكنيد.
[٣]-+ راست.
[٤]-+ است.
[٥]-+ ايشان.
[٦]-« وجود» ندارد.
[٧]-+ برداشتن از.
[٨]-+ چنين گفته است.
[٩]-+ چه.
[١٠]- ندارد.
[١١]- نيكو.
[١٢]- نيكو.