ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٠٢
بود كه ياد كريم نكند.[١] و رسول- صلى اللّه عليه و سلّم- فرمودهاند[٢] كه علامت به[٣] نزديك شدن قيامت آن بود كه تا كسى را با كسى آشنايى نبود، سلام نكند و اين نكوهيده است، چه چنان بايد كه هركه مسلمان بود و گمان برى كه اگر بر وى سلام كنى گران[٤] نيايدش جواب دادن يا[٥] شاد شود، [a ٦٦] بايد كه[٦] سلام كنى.
و اهل معرفت چنين گفتهاند كه بخيل به مال آن بود كه جز آنكه مولى عزّ و جلّ[٧] در مال وى[٨] فريضه كرده است نتواند دادن و چون بخلش قوّت كند شحّ گردد تا حقّهاى مال نتواند گزاردن و اين سبب هلاك[٩] بود، چه مولى عزّ و جلّ سبب رستگارى سلامت يافتن از[١٠] شحّ پيدا كرده است چنانكه مىفرمايد:[١١] «وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» [الحشر/ ٩].
[١]- ياد كرديم.
[٢]- گفته است.
[٣]-« به» ندارد.
[٤]- گرانى.
[٥]-+ پس.
[٦]-« بايد كه» ندارد.
[٧]- خداى تعالى.
[٨]-« وى» ندارد.
[٩]-+ وى.
[١٠]-+ از دور بودن.
[١١]-+ قوله تعالى و تقدّس و تعظّم.