رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٨٠ - تقدم ديندارى بر زيبايى
ديگرى چون: زيبايى، دارايى، شهرت و ... است. از اين رو در روايات، به تقدّم معيار دين بر ديگر معيارها تأكيد شده است كه در ادامه به آنها مىپردازيم:
تقدّم ديندارى بر زيبايى
در سنجش ميان ديندارى و زيبايى، ديندارى مقدّم است؛ زيرا مهم، سرنوشت انسان و همچنين تربيت نسلِ توحيدى است كه ديندارى در هر دو زمينه، مؤثّر است. اگر ملاك، اتّحاد جنسى بود، زيبايى برترى داشت؛ ولى پيامبر خدا (ص) با برتر دانستن ديندارى بر زيبايى مىفرمايد:
لا يُختَارُ حُسنُ وَجهِ المَرأَة عَلَى حُسنِ دِينِها.[١]
زيبايى صورت زن، بر نيكويى دينش ترجيح داده نمىشود.
رواياتى هم كه به موضوع «خضراء الدمن» پرداختهاند، در همين راستا تحليل مىشوند. چنين همسرانى شايد با رويكرد اتّحاد جنسى، مناسب به نظر آيند؛ امّا با رويكرد سرنوشت توحيدى، فرد و تربيت نسل توحيدى به هيچ روى مناسب نيستند؛ زيرا كسانى كه در خانوادههاى ناشايستْ پرورش يافته باشند، نمىتوانند پرورشدهنده انسانهاى صالح باشند. همچنين حتّى با رويكرد موفّقيت و كاميابى
خانواده نيز مناسب نيستند. از اين رو، در تقابل اين دو ويژگى، بايد ديندارى را بر زيبايى ترجيح داد.
به منظور تبيين اين امر، در روايات اسلامى، نكات روشنى بيان شده است. پرهيز دادن از ترجيح انتخاب همسر زيبا بر ديندار، نه به خاطر لذّتستيزى، بلكه به خاطر تأثير منفى آن در آينده زندگى است؛ چيزى كه مورد غفلت قرار مىگيرد و در نتيجه، زندگىها را دچار مشكل مىسازد.[٢]
البته بايد دقّت كرد كه توجّه به زيبايى به طور كلّى، نهى نشده است؛ بلكه زيبايى هنگامى منفى است كه در برابر ديندارى قرار گيرد و همسر زيباى بىدين، بر همسر ديندارى كه زيبايىِ كمترى دارد، ترجيح داده شود. اگر اين تعارض نباشد، هيچ اشكالى در ترجيح زن زيباى ديندار بر ديندار نازيبا يا كمزيبا نيست.
[١]. الفردوس، ج ٥، ص ٢١٧، ح ٨٠٠٥؛ كنز العمّال، ج ١٦، ص ٣٠١، ح ٤٤٥٩٠.
[٢]. در ادامه اين نكته تبيين خواهد شد.