رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٧٦ - ما امانتداريم يا مالك؟!
دشمن شد و نه تسليم بلاها؛ بلكه دشمن و بلاها را به تسليم و خضوع در برابر خويش واداشت. يكى از رازهاى اين ايستادگى و بالندگى، ارزيابى درستْ از
موقعيت بود. وقتى يزيد به ايشان گفت: «چگونه ديدى كارى را كه خدا با برادرت كرد؟»، در پاسخ او فرمود:
مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا.[١]
چيزى جز زيبايى نديدم.
سؤال يزيد، سؤال ارزيابى موقعيت بود؛ امّا انتظار نداشت كه چنين پاسخى از زينب (عليها السلام) بشنود. اين كه چرا موقعيت ناخوشايند و حادثه تلخى همانند عاشورا، زيباست، موضوعى است كه جاى بحث آن، اين جا نيست. آنچه در اين جا مهم است، نقش تعيين كننده «ارزيابى موقعيت» در كاهش فشارهاى روانى و افزايش توان بردبارى است. آن كس كه در مسير خدا گام برمىدارد و فقط به تكليف خويش مىانديشد، هيچ پيشامدى را نازيبا نمىبيند. بدون شك، در واقع امر، هيچ حادثهاى براى اهل ايمان، تلخ و نازيبا نيست؛ امّا اين، براى كاهش تنيدگى و افزايش بردبارى، كافى نيست. آنچه بايد به اين واقعيتْ اضافه شود تا شما را زينبوار، مقاوم سازد، «توجّه» به اين واقعيت، و «باور» به آن است.
براى شمايى كه اهل ايمانيد، هيچ حادثه به ظاهر تلخى، نازيبا نيست؛ همان گونه كه براى اهل كفر، هيچ موقعيتِ به ظاهر شيرينى، زيبا و مفيد نيست. آنچه شما نياز داريد، اين است كه به اين واقعيت، باور پيدا كنيد. آن گاه خواهيد ديد كه چگونه مقاوم و بردبار مىشويد.
ما امانتداريم يا مالك؟!
فقدان و از دست دادن داشتهها، از حوادث تلخى است كه موجب تنيدگى مىگردد. انسان به آنچه دارد، هم احساس تعلّق پيدا مىكند و هم نسبت به آنها دلبسته مىشود. آنچه مصيبت فقدان (مال و عزيزان) را ناخوشايند مىسازد، احساس تعلّق انسان، نسبت به موضوع فقدان است. اين، به جهت احساس مالكيتى
[١]. بحار الأنوار، ج ٤٥، ص ١١٥.