رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٥١ - راز قداست خانواده
زناشويى بگذارد. خانواده، هرچه نزد افراد قداست يابد، ارزش بيشترى پيدا مىكند و
انگيزه نگهدارى و پاسدارى از آن، افزون مىشود. اين امر، هم سبب دقّت در تشكيل خانواده مىشود و هم پايدارى و رضامندى از آن را به همراه دارد. هنگامى كه همسران با ديد تقدّس به خانواده نگاه كنند، آن را تنها پيوند ميان دو انسان نمىدانند؛ از اين رو، حرمت بيشترى برايش قائل مىشوند و از آسيب ديدن آن و يا آسيب رساندن به آن، جلوگيرى مىكنند.
در زندگى، مسائل مختلفى پيش مىآيند كه زمينه را براى آسيب ديدن خانواده فراهم مىكنند. در اين شرايط، يكى از عواملى كه مىتواند مانع آسيبديدگى خانواده شود و سطح رضامندى را در حدّ پذيرفتهاى نگاه دارد، «تقدّس» است. به اعتقاد صاحبنظران، يكى از عوامل مهم سقوط جايگاه خانواده در غرب، فرايند عمومى دنيوى شدن يا تقدّسزدايى بوده است كه افزون بر ديگر حوزههاى حيات اجتماعى، نهاد خانواده را نيز به شدّت تحت تأثير قرار داده است. در نتيجه اين فرايند، ازدواج- كه بيشتر اقدامى مقدّس و دينى تلقّى مىشد-، رفتهرفته قداست خود را از دست داد و به يك قرارداد مدنىِ صرف مبدّل گرديد.
گروهى از متفكّران قرن هفدهم و هجدهم، ازدواج را جنبهاى از قانون طبيعت دانستند. ولتر نيز در فرهنگنامه خود چنين آورده است: «ازدواج، عبارت است از قراردادى كه بين افراد بشر منقعد مىشود و كليساى كاتوليك، آن را اقدامى متبرّك قلمداد كرده است؛ امّا بين قرارداد، تبرّك و قداست، تفاوت بارزى وجود دارد. قرارداد، اقدامى است حاوى آثار مدنى، در حالى كه تقديس به منزله بركتى است كه كليسا به فرد اعطا مىكند».[١]
راز قداست خانواده
مجموع گفتارهاى پيشوايان دين در اين موضوع، نشان از قداست خانواده و اهميت آن از ديدگاه اسلام دارد. البته پرسش ديگرى مطرح است و آن اين كه: راز اين اهميت چيست؟ پاسخ اين پرسش، پس از روشن شدن مبناى نظرى خانواده از ديدگاه اسلام و كاركردهاى آن روشن مىشود.
[١]. اسلام و جامعهشناسى خانواده، ص ١٧٢.