رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٢٢ - قناعت
احساس برخوردارى نيز افزايش يابد. كسى كه حرص و آز داشته باشد، هر اندازه كه ثروتمند باشد، باز هم احساس فقر و نيازمندى خواهد كرد. بر عكس، كسى كه از قناعت برخوردار باشد، با هر اندازه مال كه خداوند متعال به او بدهد، احساس برخوردارى خواهد نمود و زندگى آرامى خواهد داشت.
برخى افراد، زندگى را بسيار سنگين و سخت مىانگارند و برخى ديگر، آن را بسيار سبك مىيابند. قانع نبودن و حرص ورزيدن، زندگى را سنگين و سخت جلوه مىدهد و قناعت ورزيدن، زندگى را سبك مىكند. شخص قانع، هرگز نسبت به آنچه ندارد، محزون نمىشود[١] و در نهايت آسايش، آرامش و راحتى زندگى مىكند. راحتى زندگى، در قناعت است[٢] و انسان قانع، از آسايش روانى برخوردار است.[٣] به سبب نقش مهم اين عامل، پيامبر خدا (ص) در اين باره فرموده است:
أَلَا وَ أَيُّمَا امْرَأَةٍ لَمْ تَرْفُقْ بِزَوْجِهَا وَ حَمَلَتْهُ عَلَى مَا لَا يَقْدِرُ عَلَيْهِ وَ مَا لَا يُطِيقُ، لَمْ يَقْبَلِ اللهُ مِنْهَا حَسَنَةً، وَ تَلْقَى الله (عزوجل) وَ هُوَ عَلَيْهَا غَضْبَانُ.[٤]
بدانيد هر زنى كه با شوهرش مدارا نكند و او را به آنچه در توانش نيست وادار كند، خداوند از او كار نيكويى را نمىپذيرد و خداى (عزوجل) را در حالى كه بر او غضبناك است، ملاقات مىكند.
امير مؤمنان (ع) در ضمن دعاى پيش از ازدواج، ويژگىهايى را براى همسر مطلوب خود بيان مىكند كه يكى از آنها، قناعت داشتن است.[٥] همسر قانع، به آنچه
[١]. امام على( ع):
مَنْ رَضِيَ بِرِزْقِ اللهِ لَمْ يَحْزَنْ عَلَى مَا فَاتَهُ ؛ كسى كه به روزى خدا راضى باشد، به خاطر آنچه ندارد، اندوهگين نمىشود( نهج البلاغه، حكمت ٣٤٩).[٢]. پيامبر خدا( ص):
الْقَنَاعَةُ رَاحَةٌ ؛ قناعت، مايه آسودگى است( أعلام الدين، ص ٣٤١).[٣]. امام على( ع):
المُستَرِيحُ مِنَ النَّاسِ القَانِعُ ؛ از ميان مردم، انسان آسوده، كسى است كه قانع باشد( غرر الحكم، ح ٩٠٧٢).[٤]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ١٦، ح ٤٩٦٨. نيز، ر. ك: تحكيم خانواده، ص ٤٤٣.
[٥]. امام على( ع):
مَنْ أَرَادَ مِنْكُمُ التَّزْوِيجَ فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ لْيَقْرَأْ سُورَةَ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ سُورَةَ يس، فَإِذَا فَرَغَ مِنَ الصَّلَاةِ فَلْيَحْمَدِ اللهَ( عزوجل) وَ لْيُثْنِ عَلَيْهِ، وَ لْيَقُلِ: اللهمَّ ارْزُقْنِي زَوْجَةً صَالِحَةً وَدُوداً وَلُوداً شَكُوراً قَنُوعاً ...( النوادر، رواندى، ص ٢١١، ح ٤١٧؛ بحار الأنوار، ج ١٠٣، ص ٢٦٨، ح ١٨).