رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٣٢ - ٢ ميانهروى
عَجِبْتُ لِلْبَخِيلِ يَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِي مِنْهُ هَرَبَ، وَ يَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِي إِيَّاهُ طَلَبَ، فَيَعِيشُ فِي الدُّنْيَا عَيْشَ الْفُقَرَاءِ، وَ يُحَاسَبُ فِي الْآخِرَةِ حِسَابَ الْأَغْنِيَاءِ.[١]
در شگفتم از بخيل كه به سوى نادارىاى كه از آن گريزان است، مىشتابد و توانگرىاى را كه در پى آن است، از دست مىدهد. او در دنيا مانند تهىدستان به سر مىبَرَد و در آخرت، همچون توانگران، حسابرسى مىشود.
از همين رو، در رواياتْ تأكيد شده كه براى بخيل، آسايشى وجود ندارد[٢] و او كمتر از هر كسى، آسوده زندگى مىكند.[٣] بديهى است كه در چنين خانوادهاى نمىتوان انتظار آرامش و آسودگى خاطر داشت.
از سوى ديگر، از اسراف نيز به شدّت نهى شده است. در ادبيات دين، مفاهيمى مثل: اسراف و تبذير، در مقابل تدبيرگرى[٤] و مفاهيمى مثل: تقدير و اقتصاد، در كنار آن قرار گرفتهاند. «زيادهروى در مصرف» و «مصرف بيجا» نشانه بىتدبيرى است و «اندازهگيرى» و «ميانهروى» در مصرف، نشانه حُسن تدبير است. از اين رو، همان
گونه كه تدبيرگرى، نيمى از زندگى دانسته شده است، ميانهروى نيز نيمى از زندگى دانسته شده است.
پيامبر خدا (ص) ميانهروى در مخارج را نيمى از زندگى دانسته است.[٥] امام على (ع) ميانهروى و تدبيرگرى را نشانه خيرخواهىِ خداوند نسبت به انسان دانسته[٦]
[١]. نهج البلاغه، حكمت ١٢٦؛ بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ١٩٩.
[٢]. امام صادق( ع):
لَيسَت لِلبَخِيلِ رَاحَةٌ ( كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٣٩٤، ح ٥٨٣٨).[٣]. پيامبر خدا( ص) مىفرمايد:
أقَلُّ النَّاسِ رَاحَةً البَخيِلُ ( همان، ح ٥٨٤٠).[٤]. ر. ك: غرر الحكم، ح ٨٠٧٩؛ تحف العقول، ص ٧٩.
[٥].
الاقتِصَادُ نِصفُ العَيشِ ( تاريخ بغداد، ج ١٢، ص ٢. نيز، ر. ك: كنز العمّال، ج ٣، ص ٤٩، ح ٥٤٣٣). الاقتِصادُ فِي النَّفَقَةِ نِصفُ العَيشِ ( مسند الشهاب، ج ١، ص ٥٥، ح ٣٣).[٦].
إِذَا أَرَادَ اللهُ بِعَبْدٍ خَيْراً أَلْهَمَهُ الِاقْتِصَادَ وَ حُسْنَ التَّدْبِيرِ، وَ جَنَّبَهُ سُوءَ التَّدْبِيرِ وَ الْإِسْرَافَ ؛ هر گاه خداوند، خير بندهاى را بخواهد، ميانهروى و حُسن تدبير را به وى الهام مىكند و او را از بدتدبيرگرى و اسراف، دور مىسازد( غرر الحكم، ح ٨٠٥٧؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ١٣١).