رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٢٨ - ج خوشرويى
همچنين ناسزاگويى، پاسخ درشت و تلخ طرف مقابل را به همراه خواهد داشت.[١] با توصيف آنچه گذشت، مشخص مىشود كه با ناسزاگويى نمىتوان به دنبال يك زندگى خوب بود. امام على (ع) تصريح مىكند كه هر كه سخنش بد باشد، از آن، بهره بد مىبَرد.[٢] آرى زندگىِ رضايتبخش، در سايه خوشگويى تحقّق مىيابد.
ج. خوشرويى
ديدن، بيشترين و نخستين نحوه ارتباط ما با ديگران است و در اين ميان، حالات چهره، گوياترين پيام را مىتواند به مخاطب منتقل سازد.[٣] حالات چهره، عاطفه را برمىانگيزد و اين حالت، اگر مثبت باشد، عاطفه مثبت را و اگر منفى باشد، عاطفه منفى را بر مىانگيزد.[٤] خوشرويى، حالت مثبت و خوشايندى است كه عاطفه مثبت را برمىانگيزد و رابطه را دلپذير مىسازد.
از آن جا كه اسلام، به روابط و تعامل مثبت با ديگران اهميت فراوان مىدهد، بشّاش بودن و خوشرو بودن را مورد تأكيد قرار داده است. اين ويژگى چنان اهميتى دارد كه يكى از مكارم اخلاق پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان بوده
است.[٥] پيامبر خدا (ص) همواره گشادهرو بود و تبسّم بر چهره داشت[٦] و هر گاه فرد
[١].
لَا تَقُولَنَّ مَا يَسُوؤُكَ جَوَابُهُ ( همان، ح ١٧٩٤٥). از اين رو، حتّى اگر انسان در پاسخ طرف مقابل، درمانده نيز گردد، نبايد به ناسزاگويى متوسل شود: لا تُسِئِ اللَّفظَ وِ إِن ضَاقَ عَلَيكَ الجَوَابُ ( همان، ح).[٢].
مَن سَاءَ لَفظُهُ سَاءَ حَظُّهُ ( همان، ح).[٣]. براى مطالعه بيشتر، ر. ك: روانشناسى اجتماعى با نگرش به منابع اسلامى؛ مسعود آذربايجانى و ديگران، ص ٣٩ به بعد.
[٤]. براى مطالعة بيشتر، ر. ك: همان، ص ٢٣٩ به بعد.
[٥]. پيامبر الله( ص):
إِنَّ مِن مَكَارِمَ أَخَلاقِ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِينَ، البَشَاشَةُ إِذَا تَزَاورُوا وَ المُصَافَحَةُ وَ التَّرحِيبُ إِذَا التَقَوا ( كنزالعمال، ج ٩، ص ٣٩، ح ٢٤٨٢٦).[٦].
إِنَّ رَسُولَ اللهِ( ص) كَان ... طَلْقَ الْوَجْهِ بَسَّاماً مِنْ غَيْرِ ضَحِكٍ ...( شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد، ج ١١، ص ١٩٦؛ بحار الأنوار، ج ٧٣، ص ٢٠٨). امام حسن( ع): كَانَ دَائِمَ الْبِشْرِ سَهْلَ الْخُلُقِ لَيِّنَ الْجَانِبِ ( عيون أخبار الرضا( ع)، ج ١، ص ٣١٦ و ٣١٨؛ معانى الأخبار، ص ٨٠ و ٨٣؛ بحار الأنوار، ج ١٦، ص ١٤٨ و ١٥٢ ح ٤).