رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٠٣ - خلاصه بحث
البته چگونگى تركيب و تعامل اين دو با يكديگر نيز مهم است. بديهى است كه تصميمگيرنده نهايى بايد فرزندان باشند، نه والدين؛ امّا والدين، مقدمات تصميمگيرى و اطلاعات لازم براى آن را فراهم و فضا را براى فرزندان روشن مىسازند تا آنان
خودشان به تصميم برسند و انتخاب كنند. بر اساس اين الگو، هم مصلحتها توسط والدين در نظر گرفته مىشود و فرزندان، از تصميمات شتابزده و احساسى خوددارى مىكنند، و هم خواست و علاقه فرزندان در نظر گرفته مىشود و از تحميل نظر والدين جلوگيرى مىشود.
خلاصه بحث
پايدارى خانواده و رضايت زناشويى، پيش از ازدواج آغاز مىشود. عوامل پيشينى آن، دو محور اساسى دارند: توانمندىهاى شناختى و مهارت در انتخاب. توانمندىهاى شناختى، مربوط به دو موضوع است: تنظيم ديدگاه نسبت به ازدواج و تشكيل خانواده- كه از راه شناخت درست فلسفه ازدواج و كاركردهاى آن حاصل مىشود؛ و تنظيم ديدگاه نسبت به همسر.
كسى كه ازدواج و تشكيل خانواده را يك امر الهى و مقدّس بداند و همسر را نه يك انسان معمولى، بلكه امانت الهى بداند، نسبت به پاسداشت خانواده و همسر، تلاش دوچندانى خواهد كرد و براى آنها ارزش بيشترى قائل خواهد شد و به همان اندازه، رضامندى از آن نيز افزايش خواهد يافت. مهارت در انتخاب نيز از يك سو به مسئله دقّت در انتخاب مىپردازد- كه معيارهاى انتخاب را شامل مىشود- و از سوى ديگر به اختيارى بودن ازدواج و خواست طرفين تأكيد دارد. رعايت اين مجموعه پيش از ازدواج، تشكيل خانواده را بر مبنايى درست و مستحكم قرار مىدهد و لذا مىتواند آينده زندگى را تا حدود زيادى تضمين كند. البته روشن است كه اين امر، به رعايت امورى پس از تشكيل خانواده نيز نياز دارد كه در فصل آينده به آنها خواهيم پرداخت.