رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٩٨ - ب مسئوليت مرد
ثروتمندتر از شوهر تو نيست! گفت: ما حظّى از او نمىبريم؛ روزش را روزهدار است و شبش را در عبادت. پيامبر (ص) كه آمد، همسرانش ماجرا را به ايشان گفتند.
پيامبر (ص) به ديدن عثمان رفت و فرمود: «اى عثمان! مگر من براى تو الگو نيستم؟». گفت: چه شده است، اى پيامبرخدا؟ پدر و مادرم به فدايت!
فرمود: «تو شبها را به عبادت مىگذرانى و روزها روزه مىگيرى، در حالى كه همسرت نيز بر تو حقّى دارد، و بدنت را هم بر تو حقّى است. شبها هم نماز بخوان و هم بخواب. روزها هم روزه بگير و هم بخور».
بعد از آن، زن عثمان، خوشبو- مانند يك عروس-، نزد همسران پيامبر (ص) آمد. زنان پيامبر (ص) به او گفتند: هان! چه خبر شده! گفت: به ما هم آن رسيد كه به ديگران مىرسد.[١]
امام على (ع) نقل مىكند كه عثمان بن مَظعون، نزد پيامبر خدا (ص) آمد و گفت: اى پيامبر خدا! وسوسه، بر من چيره گشته است؛ امّا دست به هيچ كارى نمىزنم تا اين كه از شما دستور بگيرم.
پيامبر (ص) فرمود: «به چه چيزى وسوسه شدهاى، اى عثمان؟». گفت: در اين انديشهام كه زمينگَردى (رهبانيت سيّار) در پيش گيرم.
فرمود: «زمينگَردى مكن؛ زيرا زمينگَردى امّت من، مسجدهاست». گفت: و در اين انديشهام كه گوشت خوردن را بر خود حرام سازم.
پيامبر خدا (ص) فرمود: «چنين مكن. من خود، گوشت دوست دارم و مىخورم. اگر از خدا مىخواستم كه هر روز به من گوشت بخورانَد، اين كار را مىكرد». گفت: و در اين انديشهام كه خود را خواجه سازم.
[١].
دَخَلَتِ امرَأَةُ عُثمَانَ بنِ مَظعُونٍ عَلَى نِسَاءِ النَّبِيِّ( ص) فَرَأَينَهَا سَيِّئَةَ الهَيئَةِ، فَقُلنَ: مَا لَكِ؟ مَا فِي قُرَيشٍ رَجُلٌ أَغنَى مِن بَعلِكِ! قَالَت: مَا لَنا مِنهُ مِن شَيءٍ؛ أَمّا نَهَارُهُ فَصَائِمٌ، وَ أَمَّا لَيلُهُ فَقَائِمٌ. قالَ: فَدَخَلَ النَّبِيُّ( ص) فَذَكَرنَ ذَلِكَ لَهُ، فَلَقِيَهُ النَّبِيُّ( ص) فَقَالَ: يَا عُثمَانُ، أَمَا لَكَ فِيَّ أُسوَةٌ؟ قَالَ: وَمَا ذَاكَ يَا رَسُولَ اللهِ فِدَاكَ أَبِي وَ أُمّي؟ قَالَ: أَمَّا أَنتَ فَتَقُومُ اللَّيلَ وَتَصُومُ النَّهارَ، وَ إِنَّ لأَهلِكَ عَلَيكَ حَقّاً، وَ إِنَّ لِجَسَدِكَ عَلَيكَ حَقّاً، صَلِّ وَ نَم وَ صُم وَ أَفطِر. قَالَ: فَأَتَتهُمُ المَرأَةُ بَعدَ ذَلِكَ عَطِرَةً، كَأَنَّهَا عَروسٌ. فَقُلنَ لَهَا: مَه! قَالَت: أَصابَنا مَا أَصَابَ النّاسَ ( صحيح ابن حبّان، ج ٢، ص ١٩، ح ٣١٦؛ مسند أبى يعلى، ج ٦، ص ٣٨٦، ح ٧٢٠٦).