رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٦١ - ٢ توليد مثل
انگلستان، ازدواجهايى كه عقدشان در حدود سال ١٨٦٠ م، بسته شده بود، به طور متوسط شش فرزند به بار مىآورْد، در حالى كه تنها دو نسل بعد، اين رقم به دو فرزند كاهش يافت.[١]
آن بخش از متون دينى كه به تداوم نسل اختصاص يافته است، به اين كاركرد نيز اشاره دارد. پيامبر خدا (ص) كسانى را كه ازدواج نمىكنند تا فرزنددار نشوند، يكى از چهار گروهى مىداند كه خداوند، آنان را نفرين كرده و فرشتگان آمين مىگويند.[٢]
بخش ديگرى از متون، به مسئله افزايش امّت پيامبر (ص) اشاره كردهاند. عبد الله بن سنان از امام صادق (ع) نقل مىكند كه فرمود:
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللهِ (ص) فَقَالَ: يَا نَبِيَّ اللهِ، إِنَّ لِي ابْنَةَ عَمٍّ قَدْ رَضِيتُ جَمَالَهَا وَ حُسْنَهَا وَ دِينَهَا، وَ لَكِنَّهَا عَاقِرٌ، فَقَالَ: لَا تَزَوَّجْهَا ... قَالَ: فَجَاءَ رَجُلٌ مِنَ الْغَدِ إِلَى النَّبِيِّ (ص) فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ، فَقَالَ لَهُ: تَزَوَّجْ سَوْءَاءَ وَلُوداً؛ فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ. قَالَ: فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ (ع) مَا السَّوْءَاءُ؟ قَالَ: الْقَبِيحَةُ.[٣]
مردى نزد پيامبر (ص) آمد و گفت: اى پيامبر خدا! دخترعمويى دارم كه جمال و ظاهر و دينش رضايتبخش است؛ امّا نازاست. پيامبر (ص) فرمود: «با او ازدواج نكن ....».
فردا هم مردى نزد پيامبر (ص) آمد و همان سخن را گفت. پيامبر فرمود: « [اگر ناچار شدى] با زنى كه زايا باشد ازدواج كن، حتّى اگر زيبا نباشد؛ زيرا من فرداى قيامت، به فراوانىِ شما امتم در برابر امّتهاى ديگر مىبالم».
در اين بخش از روايات، از مردم خواسته شده است كه ازدواج كنند و زنان زاياى نازيبا را بر زنان زيباى نازا ترجيح دهند، تا امّت پيامبر (ص) افزايش يابد.[٤]
[١]. اسلام و جامعهشناسى خانواده، ص ٧٠.
[٢].
أَربَعةٌ لَعَنَهُم اللهُ فوَقَ عَرشِهِ وَأَمَّنَت عَلَيهم مَلَائِكَتُهُ: الَّذِى يُحصِنُ نَفسَهُ عَنِ النِّساءِ وَلَا يَتَزَوَّجُ وَلَا يَتَسَرَّى لِأنَّ لَا يُولَدُ لَهُ وَلَدٌ ...؛ چهار گروهاند كه خداوند در عرش، آنها را لعنت كرده است و ملائكه نيز بر آن دعا آمين گفتهاند: كسى كه نفس خويش را از زنان بازمىدارد و ازدواج نمىكند و به طرف ازدواج نمىرود، تا اين كه فرزنددار نشود ... المعجم الكبير، ج ٨، ص ٩٩؛ كنزالعمّال، ج ١٦، ص ٧٢، ح ٤٣٩٨٠.[٣]. الكافى: ج ٥ ص ٣٣٣؛ وسائل الشيعة: ج ٢٠ ص ٥٣ ح ٢٥٠١٥.
[٤]. پيامبر خدا( ص) در احاديث ديگرى مىفرمايد:
تَزَوَّجُوا بِكْراً وَلُوداً وَ لَا تَزَوَّجُوا حَسْنَاءَ جَمِيلَةً عَاقِراً؛ فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَة ؛ با دختران بِاكره كه استعداد زاييدن در آنها هست، ازدواج كنيد! و با زن خوشرو و زيبايى كه نازا و عقيم است، ازدواج نكنيد؛ زيرا من به شما افراد امّت در روز قيامت بر ديگر امّتها مباهات مىكنم( الكافى، ج ٥، ص ٣٣٣). تَزَوَّجْهَا سَوْءَاءَ وَلُوداً وَ لَا تَزَوَّجْهَا حَسْنَاءَ عَاقِراً؛ فَإِنِّي مُبَاهٍ بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، أَوَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْوِلْدَانَ تَحْتَ الْعَرْشِ يَسْتَغْفِرُونَ لآِبَائِهِمْ يَحْضُنُهُمْ إِبْرَاهِيمُ وَ تُرَبِّيهِمْ سَارَةُ فِي جَبَلٍ مِنْ مِسْكٍ وَ عَنْبَرٍ وَ زَعْفَرَانٍ؛ با زن زشتصورت در صورتى كه بچّهزا است، ازدواج كن! و با زن زيبا و خوشرو در صورتى كه نازا است، ازدواج مكن؛ زيرا من در روز قيامت، به شما امّت بر ديگر امّتها افتخار مىكنم. مگر نمىدانى كه فرزندان در زير عرش خداوند، براى پدرانشان از خداوند طلب بخشايش مىنمايند؟ ابراهيمِ خليل آنها را در دامان خود مىپرورد و ساره، همسر او، آنها را تربيت مىكند، در كوهى كه همهاش از مُشك و عنبر و زعفران است( همان، ص ٣٣٤). أَيُّهَا النَّاسُ، تَزَوَّجُوا؛ فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، وَ خَيْرُ النِّسَاءْ الْوَدُودُ الْوَلُودُ ؛ اى مردم! ازدواج كنيد كه من به شما امّت در روز قيامت، بر ديگر امّتها افتخار مىكنم و بهترين زنان، زنان مهربان و زايا هستند( دعائم الإسلام، ج ٢، ص ١٩١). تَزَوَّجُوا فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمُ الْأُمَمَ غَداً فِي الْقِيَامَةِ، حَتَّى إِنَّ السِّقْطَ لَيَجِيءُ مُحْبَنْطِئاً عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ فَيُقَالُ لَهُ: ادْخُلِ الْجَنَّةَ، فَيَقُولُ لَا حَتَّى يَدْخُلَ أَبَوَايَ الْجَنَّةَ قَبْلِي ؛ ازدواج كنيد كه من به شما امّت در روز قيامت، بر ديگر امّتها افتخار مىكنم، حتّى به جنينى كه سقط شده باشد! او با حالت افتخار و مباهات بر درِ بهشت مىايستد. در اين حال، خداوند( عزوجل) به او مىفرمايد:« به بهشت داخل شو!». او پاسخ مىدهد: داخل نمىشوم تا پدر و مادرم پيش از من داخل شوند!( كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٣، ص ٣٨٣).