رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٥٦ - جمعبندى
از آنچه گذشت، به خوبى روشن مىگردد كه يكى از دلايل نارضايى از همسر و زندگى زناشويى، بىمهار بودن آرزوها و بىحدّ و مرز بودن آنهاست، نه تأمين نشدن زندگى. برآورده نشدن آرزوهاى بىحدّ و مرز، نه به دليل ناتوانى همسر، كه به دليل امكانناپذير بودن آن است. لذا نبايد همسر را مقصّر دانست و ناكامى در آرزوها را از چشم او دانست. با مهار نمودن آرزوها و مديريت كردن آن، هم مىتوان از فوايد آن بهره بُرد و هم از زيان افراط در آن در امان ماند. اين، يك توانمندى است.
همسران موفّق كسانىاند كه توان مهار و مديريت آرزوهاى خود را دارند. شما مىتوانيد با كسب اين توانمندى، صفا و صميميت را به زندگى خود برگردانيد. با اين كار خواهيد ديد كه چيزهاى زيادى در زندگى شما وجود دارند كه به خاطر آنها مىتوانيد از زندگى خود، راضى و از همسرتان سپاسگزار باشيد.
جمعبندى
خلاصه سخن اين كه سپاسگزارى، واكنش مناسب به دوران خوشايند و خوشايندهاى زندگىِ زناشويى است كه نقش مهمى در كاميابى زندگى و رضايت زناشويى دارد. راهبرد و محور اساسى براى تحقّق اين امر، شناخت داشتههاى زندگى است (نعمتشناسى). اگر داشتههاى زندگى، مورد توجّه قرار گيرند، موجب رضامندى شده، سپاس از همسر را در پىخواهد داشت. براى عملى شدن اين راهبرد، از چند عامل مىتوان بهره بُرد: نخست، بازشناسى داشتهها و جامعنگرى در ارزيابى از آنهاست. بسيارى از مواقع، بدين جهتْ احساس محروميت مىكنيم كه آنچه را داريم، جزو داشتهها به شمار نمىآوريم. لذا بازشناسىِ داشتههاى زندگى و پرهيز از ارزيابىِ تكبعدى مىتواند موجب شناخت داشتههاى زندگى گردد.
دوم، مديريت مقايسه است. مقايسه- كه از ابزارهاى شناخت است-، اگر به صورت صعودى شكل گيرد، موجب برجستهسازى نداشتهها و تمركز بر محروميتها مىگردد و اگر به صورت نزولى صورت گيرد، سبب شناخت داشتهها و توجّه به آنها مىشود. لذا پرهيز از مقايسه صعودى و بهرهگيرى از مقايسه نزولى، از عوامل مهم در شناخت نعمتهاى زندگى است.