رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٠١ - ناكامى در معناجويى
ما براى اين دنيا و تلاش براى آن آفريده نشدهايم[١] كه آن را معناى زندگى خود قرار دهيم. زندگى اين دنيا، مزرعه آخرت است و اين يعنى دنيا بستر حيات است، نه هدف آن.[٢] به همين جهت، خداوند متعال، دنيا را ناچيزتر از آن مىداند كه هدف تلاشهاى انسان باشد.[٣] كسانى كه معناى زندگىشان دنياست، همانند كودكى كه با دانهاى شكلاتْ از شادى در پوست خود نمىگنجد، با كسب دنيا خشنود مىشوند.[٤] قرآن كريم، خطاب به آنان كه در اين راه قدم برمىدارند و براى زندگى، معنايى جز كسب بيشتر متاع دنيا نمىشناسند، مىفرمايد:
وما اوتيتم من شىء فمتاع الحياة الدنيا وزينتها وما عند الله خير وأبقى أفلا تعقلون.[٥]
آنچه به شما داده شده، كالاى زندگى دنيا و زينت آن است، حال آن كه آنچه نزد خداوند است، بهتر و پايدارتر است. آيا نمىانديشيد؟
روشن است كه تأمين يك زندگى مادى و بهرهبرى از تمتّعات دنيوى، نمىتواند معناى والا و پايدارى براى زندگى زناشويى باشد. اين معنا نمىتواند همه آنچه را كه
پيش از اين در باره پايدارى و رضايت زناشويى گفته شد، تغذيه كند. معنا، جهت
[١]. امام على( ع): إنّ
اللهَ سُبْحَانَهُ قَدْ جَعَلَ الدُّنْيَا لِمَا بَعْدَهَا، وَ ابْتَلَى فِيهَا أَهْلَهَا؛ لِيَعْلَمَ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا، وَ لَسْنَا لِلدُّنْيَا خُلِقْنَا وَ لَا بِالسَّعْيِ فِيهَا أُمِرْنَا ؛ همانا خداوند سبحان، دنيا را براى پس از آن آفريده و اهل دنيا را در آن مىآزمايد تا معلوم شود كه چه كسى نيككردارتر است. ما براى دنيا آفريده نشدهايم و به كوشش در آن[ براى به دست آوردن امور دنيوى]، مأمور نگشتهايم( همان، نامه ٥٥).[٢]. پيامبر خدا( ص):
الدُّنيَا مَزرَعَةُ الآخِرَةِ ؛ دنيا، گشتزار آخرت است( ميزان الحكمه، ج ٤، ص ١٦٩١، ح ٥٧٤٧).[٣]. قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى؛ بگو كالاى دنيا اندك است و آخرت براى آنان كه تقوا پيشه كنند، بهتر است( سورهنساء، آيه ٧٧).
[٤]. قرآن كريم در بارهاين گروه مىفرمايد: وَ فَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتاعٌ؛ آنان به زندگى دنيا خشنودند و حال آن كه زندگى دنيا در برابر زندگى آخرت، جز كالايى اندك نيست( سورهرعد، آيه ٢٦).
امام على( ع): مَا بَالُكُمْ تَفْرَحُونَ بِالْيَسِيرِ مِنَ الدُّنْيَا تُدْرِكُونَهُ، وَ لَا يَحْزُنُكُمُ الْكَثِيرُ مِنَ الآْخِرَةِ تُحْرَمُونَهُ ( نهج البلاغة، خطبه ١١٣؛ غرر الحكم، ح ٢٦١٠).[٥]. سوره قصص، آيه ٦٠.