رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٩٦ - معيار همسانى
اين مسئله، در زمان ديگر معصومان (عليهم السلام) نيز اتفاق افتاده است. ابوحمزه ثمالى، اين واقعه را چنين گزارش كرده است:
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) إِذِ اسْتَأْذَنَ عَلَيْهِ رَجُلٌ فَأَذِنَ لَهُ، فَدَخَلَ عَلَيْهِ فَسَلَّمَ فَرَحَّبَ بِهِ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) وَ أَدْنَاهُ، وَ سَاءَلَهُ فَقَالَ الرَّجُلُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، إِنِّي خَطَبْتُ إِلَى مَوْلَاكَ فُلَانِ بْنِ أَبِي رَافِعٍ ابْنَتَهُ فُلَانَةَ، فَرَدَّنِي وَ رَغِبَ عَنِّي وَ ازْدَرَأَنِي؛ لِدَمَامَتِي وَ حَاجَتِي وَ غُرْبَتِي، وَ قَدْ دَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ غَضَاضَةٌ هَجْمَةٌ غُضَّ لَهَا قَلْبِي تَمَنَّيْتُ عِنْدَهَا الْمَوْتَ، فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع): اذْهَبْ فَأَنْتَ رَسُولِي إِلَيْهِ وَ قُلْ لَهُ: يَقُولُ لَكَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع): زَوِّجْ مُنْجِحَ بْنَ رَبَاحٍ مَوْلَايَ ابْنَتَكَ فُلَانَةَ وَ لَا تَرُدَّهُ. قَالَ أَبُو حَمْزَةَ: فَوَثَبَ الرَّجُلُ فَرِحاً مُسْرِعاً بِرِسَالَةِ
أَبِي جَعْفَرٍ (ع).[١]
نزد امام باقر (ع) بودم كه مردى از او اجازه خواست. امام به او اجازه داد. پس نزد امام آمد و به ايشان سلام كرد و امام باقر (ع) هم به او خوشامد گفت و او را نزد خود نشاند و از او [مشكلش را] پرسيد. مرد گفت: فدايت شوم! من از فلان بن ابورافع- كه از موالى شماست- دخترش فلانه را خواستگارى كردم؛ ولى او مرا رد كرد و از من روى گرداند و به خاطر زشتىام، فقرم و غريبىام تحقيرم كرد و از كار او چنان عيب و ننگى بر من وارد آمد كه دوست داشتم همانجا از غصّه بميرم. پس امام فرمود: «از جانب من به سوى او برو و به او بگو: محمّد بن على بن حسين بن على بن ابىطالب مىگويد كه دخترت فلانه را به عقد منجح بن رباح، برده من در بيار و او را رد نكن». مرد هم با خوشحالى، در پى مأموريت امام باقر (ع) رفت.
بىگمان، همسانى ايمانى به اين معنا نيست كه در ابعاد ديگر بايد حتماً تضاد وجود داشته باشد. اگر در ابعاد ديگر نيز همسانى وجود داشته باشد، امر مطلوبى است. اينگونه همسانىها زمينههاى تنش را كاهش مىدهد و پايدارى و رضامندى را بيش از پيش فراهم مىسازد؛ امّا سخن در باره اولويت اين عوامل است. اگر همسانى ايمانى و غيرايمانى وجود داشته باشد، بهترين وضعيت است؛ امّا گاهى يكى، بدون ديگرى وجود دارد؛ يعنى «همسانىِ ايمانى، بدون همسانى غير ايمانى» و
[١]. الكافى، ج ٥، ص ٣٣٩- ٣٤٠.