رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٠٢ - ايمان، تجلى معناى انسانى
دهنده و تغذيه كننده سلوك همسران و چگونگى تعامل آنها با يكديگر است. دنيامعنايى نمىتواند ويژگىهايى همچون گذشت از اشتباهات، ايثار همسر بر خود، بردبارى در سختىها و بداخلاقىها، قناعت و ... را پشتيبانى كند. همسرى كه معناى زندگى براى او برخوردارى از يك زندگى راحت و پّر ناز و نعمت است، چگونه مىتواند به كمتر از آن رضايت دهد و سختى آن را تحمّل كند؟
معناى انسانى حيات
خداوند، عالىترين معناى زندگى است. خداوند، معناى متعالى و پايدار حيات است. وقتى خدا، معناى زندگى شد، انسان به خاطر خدا زندگى مىكند و به خاطر او تلاش مىكند و براى رسيدن به او همه سختىها را تحمّل مىكند.[١] وقتى خدا معناى زندگى شد، انسان مىداند كه چرا زنده است و چرا بايد زندگى كند و سرانجامش چه خواهد شد. بدين سان، از سرگردانى در مىآيد و چون براى عالىترين مفهوم حيات و بلكه تنها مفهوم متعالى حيات زندگى مىكند، بر خود مىبالد و احساس رضايت و خشنودى مىكند. بنا بر اين، يكى از عوامل لازم براى زندگى موفّق، توانمندى در معناجويى براى زندگى است. همسران موفّق كسانى هستد كه زندگى را در معناى انسانى و متعالى آن بيابند و بر اساس آن، زندگى مشترك خود را بنيان گذارند.
ايمان، تجلّىِ معناى انسانى
دين و ايمان واقعى، نشان دهنده معناى زندگى براى فرد است. براى انسان با ايمان، همه چيز، با خدا معنا مىيابد و بدون آن، هيچ چيز معنايى ندارد؛ اگر چيزى رنگ خدا داشته باشد، ارزشمند است و براى آن تلاش خواهد كرد و مشكلات آن
را تحمّل خواهد نمود و اگر خدايى نباشد، ارزشى براى آن قائل نيست تا بدان بينديشد و يا براى آن، تلاش و از خودگذشتگى نشان دهد.
[١]. آنچه در ادبيات دين، تحت عنوان« فى سبيل الله»،« لله»،« براى كسب رضايت خدا» و ... آورده شود، در همين راستا قابل تحليل است.