رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٥٨ - واكنش منفى به دوران ناخوشايند
مىشناسند و مىدانند كه چگونه بايد اين دوران را پشت سر گذاشت تا روابط بين همسرى و زندگى زناشويى، آسيب نبيند.
واكنش منفى به دوران ناخوشايند
فورىترين و شايد شايعترين واكنش در برابر حوادث ناخوشايند، «بىتابى كردن» است. طبع اوّليه انسان، اين است كه در برابر ناخوشايندىهاى زندگى، بىتاب مىگردد. قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً.[١]
همانا انسان، حريص و بىتاب آفريده شده است؛ هر گاه بدى به او برسد، بىتاب مىشود.
بىتابى از موقعيت ناخوشايند و شرايط سخت زندگى، ممكن است به روابط همسرى كشيده شود و از آن جا كه مرد، معمولًا مسئول تأمين زندگى است، ممكن است كه همسرش وى را مقصر بداند و مورد خشم و غضب قرار دهد و زبان به شكايت و سرزنش بگشايد.
پيامبر خدا (ص) گذشته از ناسپاسى، علّت دوزخى شدن برخى زنان را نابردبارى در بلاها و شكايت كردن از ناتوانى مرد در خرج كردن، اعلام نموده است.[٢] در اين
روايت، پيامبر (ص) از موقعيت ناخوشايند، با واژه «امساك» تعبير كرده است كه در برابر «اعطا» قرار دارد و مراد، حالتى است كه مرد، به خاطر محدوديت مالى، در خرج كردنْ سختگيرى مىكند، به خلاف وقتى كه با محدوديتْ رو به رو نيست و با گشادهدستى خرج مىكند.
لقمان نيز در شمار زنان نفرين شده، به كسانى اشاره مىكند كه اگر در شرايط سخت قرار گيرند و همسرشان نتواند خواستههايشان را تحقّق بخشد، آنها را
[١]. سورهمعارج، آيه ١٩- ٢٠.
[٢]. اسماء بنت يزيد: ...
لِأنَّكُنَّ إِذَا أُعطِيتُنَّ لَم تَشكُرنَ، وَ إِذَا ابتُلِيتُنَّ لمَ تَصبِرنَ، وَإِذَا أُمسِكُ عَنكُنَّ شَكَوتَنّ ( المعجم الكبير، ج ٢٤، ص ١٦٨، ح ٤٢٦؛ تاريخ دمشق، ج ٦٩، ص ٣٢، ح ١٣٧٠٤؛ كنز العمّال، ج ١٦، ص ٣٩٥، ح ٤٥٠٧٦).