رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٩٩ - ناكامى در معناجويى
فرزندان تشكيل مىشود و امكاناتى همچون: خانه، وسايل منزل، وسيله نقليه و مانند آن نيز در آن دخيل است؛ امّا وراى افراد و ابزار- كه بُعد ظاهرى زندگىاند-، بُعد معنوى نيز قرار دارد كه از آن به «معنويت»[١] نيز ياد مىشود.
مراد از معنويت در اين اصطلاح، بُعد الهى و معنويت به معناى خاص- كه رهاورد اديان است- نيست. معنا در اصطلاح عام، يعنى آن بُعد ماورايى كه زندگى را از پوچى و سرگردانى و بىهدفى خارج مىسازد و به آن معنا مىبخشد. معنا يعنى چيزى كه همسران به خاطر آن زندگى مىكنند، و دردها و رنجهاى آن را تحمّل مىنمايند، حتّى اگر الهى نباشد.
نقش معنا در زندگى زناشويى
انسان، موجودى كمالگرا و هدفمند است كه از بيهودگى، بىمعنايى و بىهدفى، سخت گريزان است. بيهودگى و پوچى، چنين افرادى را ارضا نمىكند و از اينرو، اگر همسران، معنايى براى زندگى نداشته باشند، زندگى و تداوم آن برايشان ارزشى ندارد و دچار احساس ناكامى مىگردند، هر چند تمامىِ امكانات زندگى را داشته باشند.
علّت نارضايتى و سرد شدن زندگى، هميشه ناكامى در رفاه نيست. زندگى ساده و حتّى سخت را مىتوان دوست داشت و راضى بود، به شرط آنكه معناى زندگى را درك كرده باشيم. آنچه موجب بنبست و نااميدى در زندگى مىشود، ناكامى در معناطلبى است.
ناكامى در معناجويى
ناكامىِ معنايى، دو حالت پيدا مىكند: يكى «فقدان معنا» كه فرد، اساساً معنايى براى زندگى خود نيافته است؛ و ديگرى «ناتمام بودن معنا» كه در انتخاب معنا اشتباه كرده است. هم زوجهايى كه معنايى براى زندگى نيافتهاند، دچار نارضايتى مىگردند و هم كسانى كه معنايى اشتباه براى زندگى تصوّر كردهاند، ناراضى خواهند شد؛ هر چند ممكن است زمانى ديرتر به اين احساس تلخ، مبتلا شوند.
[١].Spirit ualit ( عزوجل)