رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٥٢ - سه آرزوهايتان را مديريت كنيد
نفر چنين احساسى پيدا خواهد كرد-، برترى دارد. پس بياييد از منطق دوم استفاده نماييد تا از زندگى و همسر خود، راضى باشيد.
سه. آرزوهايتان را مديريت كنيد
جهان، با آرزو برپاست[١] و انسان، با آرزو زندگى مىكند. آنچه به زندگى، پويايى و تحرّك مىبخشد، نگاه به آينده است كه از آن به اميد ياد مىشود.[٢] اگر آرزو از انسان گرفته شود، هيچ مادرى فرزند خود را شير نمىدهد، هيچ باغبانى نهال نمىنشانَد، و هيچ كار ديگرى صورت نمىگيرد و لذا آرزو، نوعى رحمت الهى بر مردم است؛[٣] امّا مهم اين است كه اين ويژگى، از حد خارج نشود و به بيراهه نرود. آن جا كه از آرزو، به صورت منفى ياد شده، مربوط به مواردى است كه دچار آفت شده است. اين كاربرد منفى از آرزو، در مواردى به كار مىرود كه چند ويژگى داشته باشد:
اولًا پى در پى باشد و در هيچ حدى از آرزوها توقّف نداشته باشد و با به دست آمدن هر آرزويى، آرزوى ديگرى به وجود مىآيد. همين طور اين روند ادامه يابد. چنين افرادى در آرزو كردن و به دنبال نداشتهها بودن، سيرى ناپذيرند.[٤] در اين جا مهم نيست كه فرد، چه دارد و چه ندارد؛ بلكه مهمْ اين است كه چنين فردى، شخصيتى دارد كه پيوسته آرزوهاى بزرگ دارد. اين حالت، از آن جا كه يك ويژگىِ شخصيتى است، هيچ گاه ارضا نمىشود.
[١]. امام على( ع):
الدُّنيَا بِالأَمَلِ ( غرر الحكم، ح ٢٣٥).[٢]. پيامبر خدا( ص):
إِنَّمَا الأَمَلُ رَحمَةٌ مِنَ الله لأُمَّتِي، لَولَا الأَمَلَ مَا أَرضَعَت أُمٌّ وَلَداً وَ لَا غَرَسَ غَارِسٌ شَجَراً ؛ همانا آرزو، رحمتى از جانب خدا براى امّت من است. اگر آرزو نبود، هيچ مادرى فرزندش را شير نمىداد و هيچ كشاورزى درخت نمىكاشت( تاريخ بغداد، ج ٢، ص ٥٠؛ الفردوس بمأثور الخطاب، ج ١، ص ٣٤٢، ح ١٣٦٩؛ اعلام الدين، ص ٢٩٥؛ بحار الأنوار، ج ٧٧، ص ٢٩٥).[٣]. پيامبر خدا( ص):
إِنَّمَا الأَمَلُ رَحمَةٌ مِنَ اللهِ لِأُمَّتِي، لَولَا الأَمَلَ مَا أَرضَعَت أُمٌّ وَلَدَاً وَلَا غَرَسَ غَارِسٌ شَجَراً ( فرهنگ نامه آرزو، ص ٢١، ح ١).[٤]. امام على( ع):
الآمَالُ لَا تَنتَهِي ( غرر الحكم، ح ٦٣٩)؛ الامل لا غاية له ( همان، ح ١٠١٠).