رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٥١ - مقايسه نزولى منجر به رضامندى و سپاسگزارى
است خدا به او نعمت داده است؛ ولى بر نمىخيزد تا اينكه معتقد مىشود كه خدا هيچ نعمتى به او نداده است.
بنا بر اين، با كاهش همنشينى با ثروتمندان و پرهيز از چشمدوختن و شگفتزدگى مىتوان مقايسه را مديريت كرد و از تبديل مشاهده به مقايسه صعودى، جلوگيرى نمود. همسران مىتوانند با گفتگو در اين موضوع و با برنامهريزى براى معاشرتها و چگونگى مديريت كردن مقايسهها به راهكارهاى عينىتر و مشخصترى كه با شرايط زندگىشان هماهنگ باشد، دست يابند.
از مجموع آنچه گذشت، روشن مىگردد كه يكى از عوامل مهم در رضامندى همسران، پرهيز آنان از مقايسه صعودى و استفاده از مقايسه نزولى است. اين، توانمندىاى است كه بايد آن را كسب كرد. همسران موفّق كسانىاند كه از توان مديريت كردن نظام مقايسهها برخوردارند. كسانى كه در مال و جمال، همسر خود را با بالاتر و بهتر از خود مقايسه مىكنند، پيوسته از وضعيت خود، نالان و ناراضى خواهند بود؛ زيرا هميشه وضعيت بهتر وجود خواهد داشت. اساساً مقايسه صعودى، گذشته از غير عقلانى بودن، غير اجرايى نيز هست؛ زيرا امرى مىتواند يك دستورالعمل به حساب آيد كه براى همه يا دست كم براى بخش وسيعى از مردم، قابل اجرا باشد. اين در حالى است كه مقايسه صعودى، تنها براى يك نفر قابل اجراست و آن، ثروتمندترين و زيباترين فرد جهان است. تنها اوست كه با اين روش، احساس رضايت خواهد كرد؛ چون بالاتر از خود كسى را نمىبيند.
آيا اين مىتواند براى همه، دستور قابل اجرا باشد؟ آيا روشى كه ميلياردرها انسان را ناراضى و تنها يك نفر را راضى مىسازد، مىتواند بخردانه باشد؟ بر عكس، مقايسه نزولى براى همه افراد، ثمربخش خواهد بود و تنها شايد براى فقيرترين و زشتترين فرد، كارايى نداشته باشد كه مشكل آن را هم مىتوان با استفاده از مهارتهاى مقابله با فشارهاى روانى برطرف ساخت.
منطق حاكم بر مقايسه نزولى، «يك منهاى ميلياردها» است و منطق حاكم بر مقايسه نزولى، «ميلياردها منهاى يك». طبيعى است كه منطق دوم- كه در آن ميلياردها نفر احساس خوشايند خواهند داشت-، بر منطق نخست- كه تنها يك