شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٧٨ - نقد نسبيت
اشكال دوم :
نسبى بودن فهم بشر تمامى قضايايى را كه بنيان انديشه هاى قائلين به نسبيت را شكل مى دهد در معرض تزلزل و شك قرار مى دهد , زيرا اين قضايا نيز در تحت شرايط متناسب با خود شكل گرفته و احتمال دگرگونى و تغيير در آنها مى رود
از جمله آن قضايا اين است كه حقيقت و واقعيتى در خارج از ظرف ادراك انسان وجود دارد و انسان در نهايت به شناخت آن نائل خواهد آمد , چه دليلى وجود دارد كه اين قضيه كه بدون شك جزئى از فهم بشرى است بدون تاثير از فرضيه هاى پيشين و بدون احتمال دخل انديشه هاى بعدى حكايت از واقع نمايد , اگر اين قضيه نيز قضيه اى نسبى و عصرى است , راهى براى اثبات حقيقتى در خارج از ظرف فهم بشر وجود ندارد قائلين به نسبيت حقيقت با توجه به همين مطلب است , كه وجود حقيقتى و راى انديشه هاى نسبى را ادعايى بى دليل دانسته و با يگانه خواندن فهم و حقيقت به نسبى بودن حقيقت نيز نظر داده اند
بنابراين قائلين به نسبيت در فهم عليرغم اصرارى كه مى ورزند گريزى از نسبى دانستن حقيقت ندارند
اشكال سوم
اثبات اصل واقعيت و تحقق آن نيز يك فهم بشرى است , در نزد معتقدين به نسبيت فهم , اين دانسته نيز بايد پديده اى عصرى و نسبى بوده و احتمال تبديل و تغيير در آن وجود داشته باشد
ترديد در واقعيت و عدم اعتماد به آن به گونه اى كه احتمال