شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٦٤ - داوريهاى درجه نخست و داوريهاى معرفت شناسى
داد و ستد آن با ديگر علوم به داورى پرداخت و در اين صورت اخير به دليل اين كه معرفت شناسى به عنوان يك علم ناگزير از مبادى و اصول موضوعه مختص به خود برخوردار است و آن مبادى و اصول موضوعه را از ديگر علوم و از جمله از ميان علومى كه به اعتبارى ديگر در منظر و ديدگاه معرفت شناسى قرار دارند , تامين مى كند , به تشخيص و تبيين آن مبانى و نقشى كه هر يك از آنها در چگونگى تشكل , رشد , و حتى در چگونگى داوريهاى معرفت شناسانه دارا هستند , و به بيان ديگر به تبيين كيفيت ترابط و داد و ستد معرفت شناسى با ساير علوم مى توان پرداخت
حقيقتى كه با تاكيد فراوان به آن توجه داده مى شود اين است كه چون از اين افق به داد و ستد معرفت شناسى با ديگر علوم پرداخته شود , اصول موضوعه اى را كه هر معرفت شناس از ديگر علوم و خصوصا از فلسفه اخذ مى كند به طور خاص مشخص مى گردد و آنگاه به مبانى و ديدگاههاى فلسفى معرفت شناس حكم شده و يا آن كه از اين طريق به فرآيند و اثر يك ديدگاه فلسفى خاص در حوزه معرفت شناسى پى برده مى شود و هيچ يك از اين داوريها به معناى تنزل معرفت شناسى به يك علم درجه نخست و يا غفلت از نحوه داوريهاى معرفت شناسانه و در نتيجه خلط بين گزاره هاى معرفت شناسى با گزاره هاى علوم نخستين نبوده و نمى باشد
به عنوان مثال آن گاه كه گفته مى شود فلان داورى معرفت شناسانه از بهمان ديدگاه فلسفى به عنوان يك اصل موضوعى استفاده كرده است و يا اين داورى معرفت شناسى با تغذيه از يك ديدگاه ملحدانه و كفرآميزى كه منكر ايمان و يقين است , رشد كرده و