شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٥٧ - معرفت عرفانى و كلام اشعرى
بيرون به نظاره ترتيب الفاظ و استماع آهنگ اشعار آن نپرداخته باشد هرگز به چنين خطايى در قضا گرفتار نمى شود
عارف بزرگوارى چون ملاى رومى , از شاگردان بنام شمس تبريزى است و شمس تبريزى از معاصران شارح فصوص مرحوم محقق ملا عبدالرزاق كاشانى است , و آنها هر دو از بزرگانى هست كه از طريق صدرالدين قونوى از تعليمات ابن عربى بهره برده اند
تفاوت معرفت اين گروه با كلام اشعرى چندان عظيم و بسيار است كه از ديد معرفت شناس عارف مخفى نمى ماند
اشعرى مدعى ديدار خداوند در قيامت با چشم حسى و ظاهرى است و عارف مشاهده با چشم ظاهر را محال مى داند اشعرى قائل به جبر است و عارف قائل به توحيد افعالى است , فاصله جبر و توحيد افعالى چنان نيست كه به فاصله زمين و آسمان و يا فاصله دوزخ و بهشت تشبيه شود , اين فاصله فاصله بود و نبود و فاصله وجود و عدم است
ملاى رومى كه قائل به توحيد افعالى است هرگز منكر نظام على نيست , آن مشهد كه او شاهد آن است مشاهده محضر علت العلل است و آن كس كه علت العلل را مشاهده مى كند بى آنكه علل و اسباب را كاذب بخواند نه خود به علل و اسباب سر مى سپارد و نه ديگران را به سر سپردن به آنها دعوت مى نمايد , زيرا در اين شهود عليت به تشان باز مى گردد و تمام موجودهاى امكانى سمت آئينه هاى گوناگون داشته و در حد مجارى فيض قرار دارند
اشعرى با انكار عليت آن را به جرى عادت ارجاع مى دهد و عارف با صعود بر عليت به خرق عادت مى پردازد