شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٠٣ - همراهى وحى و عقل
گروه سوم : كسانى هستند كه در مقابل افراط گروه قبل راه تفريط را پيموده اند اينان تنها عقل را مفتاح شريعت مى دانند , به اين معنا كه عقل كليدى است كه درب شريعت را بر روى ما مى گشايد و پس از گشايش چون پاى افزارى است كه تا به هنگام ورود به اتاق همراه بوده و هنگام دخول از پاى در مى آيد انسان چون در را گشود كليد را بر در باقى مى گذارد و آنگاه داخل مى شود و هرگز كليد در براى بهره بردارى از متاع هاى مخزن نقشى ندارد
بر اساس اين نظر انسان به وسيله عقل به وجود خداوند و نياز انسان به هدايت الهى و هم چنين نياز به معجزه براى تشخيص نبى از متنبى و بالاخره به وجود پيامبر پى مى برد ليكن بعد از شناخت نبى همه مبادى و مبانى عقلى را به كنارى نهاده و به آنچه كه از نبى و يا وصى او رسيده است بسنده مى نمايد
اين گروه از نقشى كه عقل در تشخيص و تمييز وحى داراست غافل هستند , اقوال معصومين همانگونه كه داراى مقيدات و مخصصات لفظى متصل و منفصلى است كه بدون لحاظ آنها نمى توان به اطلاقات و عمومات حديث منقول تمسك كرد , داراى مقيدات و مخصصات لبى متصل و منفصلى است كه لحاظ آنها نيز در فهم كلام معصومين ( ع ) ضرورى است منظور از مخصصات لبى متصل بديهيات عقلى است كه در نظر اول مشخص مى باشند و مراد از مخصصات لبى منفصل نظريات متقنى است كه مبرهن مى باشند , و همزمان با برخورد با حديث به ذهن نمى آيند , بلكه نياز به فحص علمى دارند , گرچه كار آمدان مباحث عقلى نسبت به آنها نيز همواره حضور ذهنى دارند