شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١١ - فهرست تفصيلى
دليل بر آن است كه يكى از دو طرف به معرفت دينى دست نيافته است وجود اختلافات روياروى دليل بر ابهام وحى و عصرى بودن مفاهيم دينى نيست بلكه دليل تخطئه است
دين فهمى و دين دارى
١٣٥ديندارى غير از دين فهمى است ايمان بدون علم ممكن نيست وليكن علم بدون ايمان ممكن است علم پيوند بين موضوع و محمول قضيه است ايمان پيوند بين نفس و محتوى قضيه است ايمان فعل اختيارى است ايمان در شدت و ضعف تابع علم است شك در دين با ديندارى قابل جمع نيست امتياز شك تصورى و تصديقى شك تصورى با ايمان قابل جمع است صحت , ثبات , دوام و شدت ايمان متوقف بر صحت , ثبات , دوام و شدت علم است
علم به غيبت و ايمان به آن
١٣٨كسى كه هستى را ناآرام مى داند ثبات علم و ايمان را منكر است ثبات غيب و دوام علم و ايمان به غيب مومن به غيب موقن يعنى داراى علم يقينى به غيب است ايمان اجمالى به علم اجمالى بسنده مى نمايد علم به غيب از دو راه برهانى و شهودى
مسانخت علم و ايمان
١٤١دشوارى تفكيك علم شهودى از ايمان دانش مومنى كه از راه تهذيب دل مى يابد به مراتب قوى تر از علم حصولى است عدم مسانخت علم و ايمان به معناى قابل استدلال نبودن ايمان نيست كسى كه نتواند عشق خود را اثبات كند به صدق آن نمى تواند ايمان بياورد و براى او يك گرايش بدون ايمان باقى مى ماند گرايشها و دريافتهاى جزيى نيازمند به ميزان هستند امكان جامع كشف جزيى را با برهان مى توان اثبات كرد كشف معصوم مى تواند ميزان براى كشف هاى جزيى باشد ايمانى كه بر