شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٤ - دين حقيقى
دين حقيقى
از آنجا كه دين , براى اداره امور جامعه انسانى و پرورش انسانهاست , هماهنگى قوانين و مقررات آن با نياز واقعى جامعه و مناسبت آن با تحولات اجتماع و مطابقت آن با سرشت و سير جوهرى انسان , ميزان حق بودن آن است
انسان , قافله اى است كه راهى را طى كرده , نشئه اى را پيموده و هدفى را در پيش دارد و قانون هماهنگ با فطرت و سرشت او , قانونى است كه با گذشته و حال و آينده او سازگار باشد
تقنين قانون با چنين ويژگى , تنها از كسى ساخته است كه با خصوصيت گوهر هستى انسان آشنا و از گذشته و حال انسان باخبر بوده و از آينده او نيز مستحضر باشد , كسى كه گوهر انسان و نحوه سير او را نمى شناسد و قصد راهنمايى وى را دارد همانند كسى كه مدعى راهبرى مسافرى ناشناس مى گردد , هرگز صالح نخواهد بود و راهنمايى آن همانند اين راهبرى چيزى جز راهزنى نمى باشد
قافله انسانيت جزيى جدا بافته از تافته هاى اجزاء جهان نيست , بلكه جزيى از اجزاء منسجم جهان است كه بنوبه خود در آن اثر مى گذارد و از آن اثر مى پذيرد از اينرو كسى مى تواند انسان را راهبرى كند كه او را بخوبى بشناسد و از رابطه او با جهان آفرينش باخبر باشد و چون تحقق ربط , فرع تحقق طرفين است , شناخت رابطه انسان با جهان نيز متفرع بر شناخت طرفين و از جمله متفرع بر شناخت جهان است
كسى كه انسان و جهان را نيافريد , نه انسان شناسى راستين و نه جهانشناسى اصيل است پس تنها آن كس كه انسان و جهان را