شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٥ - فصل سوم مبادى تصورى و تصديقى مساله قداست
نافع به حال خود را مقدس مى شمرد و دانشمندان آن علم را تقديس يعنى تكريم مى كند
٢ قداست به معناى حجيت در هنگام عمل , زيرا هر كارى بايد مستند به دليلى باشد تا در موقع استدلال حقوقى به آن احتجاج شود مانند آنچه در فقه و اصول فقه مطرح است كه فلان ظن حجت است يا فلان دليل ظنى واجد حجيت مى باشد كه در اين موارد منظور از قداست غير از حجيت در مقام امتثال نيست , زيرا اگر فلان دليل ظنى مطابق با واقع هم نباشد , چون روشمندانه استدلال شده مايه امن از عقاب خواهد بود , چنانكه براى مستنبط آن هم يك اجر در نظر گرفته شده و اگر مطابق با واقع باشد براى وى دو اجر وعده داده شده است
٣ قداست به معناى محور ايمان و مدار اسلام بطورى كه قبول آن پايه ايمان بوده و نكول آن مايه كفر باشد , و ايمان به آن , سبب سعادت و كفر به آن وسيله شقاوت گردد , و سعادت مزبور زمينه ورود به بهشت ابد و شقاوت ياد شده سبب ورود به دوزخ شود ممكن است براى قداست معانى ديگرى و يا مصاديق بيشترى باشد كه فعلا مورد نظر نيست
آنچه درباره معرفت دينى طرح مى شود , خصوص قسم سوم است كه به همراه خود مزاياى قسم اول و دوم را نيز داراست ليكن معناى اول و دوم بطور مستقيم مورد بحث نيست چه , روشن است كه دين شناسى و شريعت فهمى همانند بسيارى از دانش هاى ديگر گرامى است , و شريعت شناس مانند دانشوران طبيعت شناس مكرم و مقدس است چنانكه اسلام فراگيرى علم نافع را ترغيب نموده انديشوران رشته هاى سودمند را ستوده و با تشويق آموختن علوم پزشكى و فنون نظامى و مانند آن روشن كرده كه آن حديث معروف[ انما العلم ثلاثه ] ( ٣٢ ) از دو حال بيرون نيست يكى آنكه حصر حديث مزبور اضافى باشد نه حقيقى , و با تكريم علوم نافع ديگر , اطلاق مفهوم آن تقييد شود , و ديگر آنكه علوم نافع و