شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤١٥ - توحش طبعى و تمدن فطرى
تعداد آنها به مراتب فزون تر خواهد بود
افرادى كه فطرت الهى خود را شكوفا كرده اند وجود پربركت آنان چون چشمه جوشانى است كه با تلاش و كوشش بر صخره ها سر مى كوبد و از سنگلاخهاى سخت گذر مى كند تا تشنگان را سيراب نمايد
اين گروه همان متمدنهاى بالفطره اى هستند كه از توحش طبعى رسته اند اين نه بدان معناست كه طبيعت و نشئه حيوانى آنها از بين رفته باشد و ديگر شهوت و يا غضبى براى آنها باقى نمانده باشد
خداوند سبحان درباره وجود اكمل انسانها محمد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم و ديگر انبياء مى فرمايد[ : و ما جعلناهم جسدا لاياكلون الطعام
| ] انبياء | ٨ يعنى ما آنان را اجسادى كه بى نياز از عذاب باشند قرار نداديم |
اين گروه نيز داراى زندگى طبيعى هستند ليكن طبيعت آنها در سايه بارورى فطرت , مبدل و دگرگون مى شود
انسانى كه فطرت خود را بارور نكرده است در عمل و علم خود در حد وهم و خيال كه همان حد حيوانيت است به فعاليت مى پردازد و از اين جهت وى را مختال مى خوانند يعنى در حد خيال بالفعل واقع است , گرچه عاقل بالقوه خواهد بود ولى فعليت اختيال او و شدت خيال گرائى وى مانع به فعليت رسيدن عقل او مى باشد
جذب , دفع , شهوت , غضب , ارادت , كراهت , محبت , نفرت , تولى و تبرى , نيت , اخلاص , تصميم , عزم و همگى از فعاليتهاى عقل عملى انسان هستند , و احساس , تخيل , توهم , ادراك , جزم و از فعاليتهاى عقل نظرى او مى باشند