شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٠٩ - حكمت نظرى و حكمت عملى
كه غير از خداوند را اولياء خود مى گيرند , ( مى گويند ) ما به عبادت آنها
نمى پردازيم مگر از اين جهت كه ما را به خدا نزديك كند[
و يعبدون من دون الله ما لا يضرهم و لا ينفعهم و يقولون هولاء شفعاونا عندالله
بديهى است سود و زيانى را كه مشركان مى كوشند تا با نزديكى و شفاعت بتان جلب
و يا دفع نمايند , سود و زيانى مادى است , زيرا كه آنها به معاد و بازگشت
انسان به سوى غيب اعتقاد و ايمان ندارند قوانين و مقرراتى را كه مشركان بر
اساس اين جهان بينى وضع مى كنند همگى قوانين بت پسندانه اى كه در جهت جلب
منافع و دفع مضار دنيوى مقرر مى گردند
انسانى كه در هستى شناسى خود موحد است و خداوند را در اصل هستى , در وجوب
وجود و در خلقت و ربوبيت بى شريك مى داند , در عبوديت نيز جز به آستان او سر
نمى سايد , قوانين معتبر در نزد شخصى كه به عبوديت حق معترف است , قوانينى
نيست كه بر اساس رضايت غريزه و پاى بندى شهوت و يا بتهاى مختلف تنظيم شده
باشند بلكه قوانينى خداپسندانه است
پس اخلاق , عقايد و رفتار موحد نيز متناسب با هستى شناسى خاص اوست
انسان موحد با استعانت از عقل و آگاهى است كه كمال حقيقى و در نتيجه مربى و
تربيت واقعى خود را براى رهايى از نقص شناخته و در نهايت از بند شهوت و از
اسارت بتهاى گوناگون رهايى
و نه نفعى عائد آنها مى گرداند , و مى گويند اينها شفيعان ما در نزد خداوند هستند
] يونس ١٨ يعنى و غير از خدا آنچيزى را مى پرستند كه نه ضررى به آنها مى رساند