شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٩٠ - شواهد قداست آگاهى دينى بشر و خباثت انديشه هاى غير دينى
كه در انديشه هاى بشر ظهور مى يابد بنابراين نمى توان مدعى شد كه ارتداد حكم انكار شريعت است , و انكار آنچه كه متدينين و مسلمين فهميده اند , به دليل اين كه در غبار فهم بشريت آلوده و ملوث شده و قداست و احترام دينى خود را از دست داده است , ارتداد آور نيست
احكام مربوط به ضروريات دينى نشانه آن است كه نه تنها فهم بشرى مانع از قداست حقايق و مفاهيم دريافت شده دينى نيست بلكه قداست حقايقى كه در ظرف فهم و انديشه همگان ضرورت آنها آشكار شده است طهارت و پاكى معتقدين و مومنين به آنها را به عنوان يك حكم فقهى به ارمغان مى آورد , و خباثت و ناپاكى انكار ضرورتهاى دينى نيز به آلودگى و نجاست منكرين آنها منجر مى گردد و در اين جهت فرقى نيست بين آنكه انكار ضرورى ذاتا موجب كفر باشد يا از آنجهت كه انكار ضرورى مستلزم انكار رسالت پيامبر ( ص ) مى باشد زيرا به هر تقدير تشخيص اصل رسالت و تعيين رسول خاص و تطبيق اصول كلى رسالت بر شخص آن حضرت ( ص ) محصول تفكر و درك صحيح بشرى است
شاهد روائى كه بر قداست معانى و مفاهيم دينى در ظرف فهم بشرى گواهى مى دهد مقبوله عمر بن حنظله است كه حكم حاكم و مجتهد جامع الشرايط را محترم شمرده و هر كس را كه آن را خفيف بدارد از زمره كسانى دانسته است كه امام معصوم را استخفاف كرده و حكم خدا را خفيف داشته است
به مفاد مقبوله عمر بن حنظله هر كس كه حكم حاكم شرعى را رد كند , يك حكم و يا فتوى بشرى را رد نكرده است بلكه به طور مستقيم[ الراد عليهم كالراد عينا ] ٧٥ كسى كه به رد و انكار حكم و فتوى آنها كه