شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٧٩ - هويت دينى فلسفه اسلامى و تقدس آن
حقايقى را مى آموزاند كه هرگز از نزد خود توان دريافت آن را نداريد
اين تعاليم كه به مصداق[ و علمك مالم تكن تعلم
| ] نساء | ١١٣ از نزد انبياء نيز نشات نگرفته و بلكه علمى الهى مى باشد , همان |
موارد ياد شده نمونه هايى اندك از جريان گسترش و توسعه تفكر فلسفى در حوزه حيات دينى جامعه اسلامى است چگونه مى توان تعقلى را كه چنين همراه و هماهنگ در خدمت مراتب برتر معرفت يعنى وحى و رسالت عمل مى نمايد , خالى از هويت دينى تصور نمود
حتى كسانى كه عقل را به عنوان حقيقت كاشف از جهان خارج و يا لااقل به عنوان ذهنيتى مشترك بين آدميان قبول ندارند و آن را تنها در چهارچوب پيش فرضها و يا سازه هاى عصرى و نسبى متغير جستجو مى كنند , نمى توانند هماهنگى مذكور را به عنوان خصيصه مختص به دوران بارورى حيات اسلامى انكار نمايند , پس چهره دينى فلسفه و تعقل در فضاى معارف اسلامى واقعيتى آشكار است و مواد مختلفى كه از طريق برخورد با ديگر فرهنگها در خدمت رشد و توسعه صورت دينى تعقل درآمده است , نه تنها مانعى براى اين مهم نبوده و بلكه با نقاديها و مراقبتهاى عقلى و دينى مستمر به عنوان بخشى از حقايق عقلى حجيت و تقدس دينى خود را بازيافته است
غرض آنكه قداست فلسفه الهى را بايد در دو بخش جستجو كرد , نخست تعقل مبدء , وحى و نبوت , معاد و دوزخ و بهشت كه خطوط كلى آنها را عقل با برهان درك و اثبات مى كند دوم تعقل اسماى