شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣١٨ - نقد نسبيت
كه در خيال و ذهن آدمى ممكن است رسم كند در روانكاوى و مطرح شده و مورد بحث و گفتگو قرار مى گيرد اين ابعاد و حيثيات مختلف ماهوى و يا مفهومى كه هر يك زمينه ساز علم و يا مسائل علمى مختلفى مى باشد عليرغم تكثر ذهنى , در خارج به يك وجود واحد موجود بوده و ممتاز از يكديگر نمى باشند , پس به هر مقدار كه تمايزات مفهومى دورى و جدايى مسائل و علوم را موجب شود , در متن خارج , آن كثرت به وحدت تبديل شده و آن جدايى ذهنى كه يك امتياز مصنوعى است به نزديكى و ارتباط طبيعى مى انجامد , يعنى علوم مختلف عليرغم كثرت علمى , داراى ارتباطى حقيقى و واقعى هستند و از اينرو امكان درهم رفتن و ترابط آنها همواره موجود و واقعى است
پاسخ استدلال مزبور اين است كه وحدت حقيقى جهان امر مسلمى است كه در عرفان آن را بر اساس وحدت فيض منبسط و در فلسفه بر اساس قاعده الواحد اثبات مى نمايد
آنچه كه مطابق قاعده[ الواحد] به مصداق[ و ما امرنا الا واحده
| ] | قمر ٥٠ از خداوند متعال صادر مى شود , بدانگونه كه در عرفان يا حكمت |