شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٩٩ - نقد نسبيت
آنچه كه نسبيت فهم و شناخت , مدعى آن است دگرگونى معرفت سابق به معرفت جديد همراه با حفظ عنوان نسبى صحت و صدق در هر دو حالت آن است , و اين همان سخن باطل است كه با اندكى تامل به نسبيت حقيقت بلكه شكاكيت و سفسطه مطلق منجر مى گردد
تشابه لفظ تكامل در استعمال قائلين به نسبيت و قائلين به ثبات فهم , ساده انديشان ناآگاه را دچار اين توهم مى كند كه اين هر دو گروه در اصل مطلب توافق داشته ولى نزاع لفظى دارند اين توهم نتيجه مغالطه اى است كه قائلين به نسبيت فهم براى گريز از نتايج مترتب بر سخن خود به آن دامن مى زنند
تكامل معرفت در نزد قائلين به نسبيت با وقوع دگرگونى در ظاهر و باطن تمامى معارف و دانشهاى سابق بشرى همراه است , و تكامل آن در نزد معتقدين به تجرد و ثبات معرفت به معناى بسط دايره معرفت با حفظ دانشهاى سابق و يا كشف خطاهاى گذشته است
بديهى است كه عنوان صدق در نظر اخير وصف ثابتى است كه به دليل ثبات معرفت سابق بر آن اطلاق مى شود , و اما در نظر اول وصفى نسبى است كه بر معارف گذشته عليرغم تحولى كه در آنها واقع شده است اطلاق مى گردد و اين همان سخنى است كه هيچ متفكر آگاهى آن را نمى پذيرد زيرا پذيرش آن ملازم با پذيرش صدق سخن كسى است كه آن را نمى پذيرد , يعنى قبول آن مرادف با عدم قبول آن است
براى توضيح بيشتر پيرامون نظريه تكامل معرفت در نزد نسبى گرايان و تفاوت آن با تكاملى كه در علوم بشرى واقع مى شود , به تبيين