شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٦٧ - داوريهاى درجه نخست و داوريهاى معرفت شناسى
كه تعيين جايگاه دانش معرفت شناسى در ميان دانشهاى بشرى به عنوان يك علم درجه دوم , به منزله تنزيل آن در رديف معرفتهاى نخستين و يا به معناى اين است كه از افق معرفتهاى نخستين درباره آن داورى شده باشد اين خطا و غفلت موجب مى شود تا معرفت شناس از شناخت افقهاى جديدى كه بر فضاى معرفتى او مى تواند گشوده شود بى نصيب مانده و در تنگناهاى پندارها و فرضيه هاى ناروا كه بر ساختار معرفتى او ممكن است سنگينى نمايد , هر چند ناآگاهانه , باقى بماند
تاكيد مجدد بر اين نكته لازم است كه معرفت شناسى به عنوان يك علم درجه دوم خود مى تواند موضوع معرفت شناسى برترى قرار گيرد كه در رتبه سوم واقع شده , چه اين كه دانش و داورى رديف سوم نيز مى تواند در منظر ناظرانى واقع شود كه در رديفهاى بعدى قرار مى گيرند , و تكرار مكرر اين حقيقت ضرورى است كه ترابط معارف و پيوند هويت هاى جمعى علوم اعم از قبول يا نكول نقش مستقل براى اجزاء و عناصر علوم جهت ارائه جهان خارج مستلزم كاوش پيرامون داد و ستد معرفت شناسى با ساير علوم بوده و داوريهايى كه بر اين اساس در مورد معرفت شناسى مى شود هرگز به معناى بى توجهى به امتياز علوم نخستين از ثانوى و خلط بين احكام مربوط به هر يك از اين علوم نمى باشد و همه اين تاكيدها و تكرارها از آن جهت ضرورت و لزوم دارد كه معرفت شناس ممكن است به دليل غفلت از اين حقيقت , در برخورد با داوريهايى كه از افق برتر نسبت به دانش او مى شود , استفاده از ترجيع بند خلط بين علوم نخستين و ثانوى را در قالب رجزى خوش آهنگ و موزون كارساز بپندارد