شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٢٤ - ج اكتفاء به عترت و امتناع از اجتهاد
استحسان , مصالح مرسله تمسك شود
ابن رشد در كتاب بدائه المجتهد به اين مسئله اعتراف مى كند كه چون احكام زياد هستند و نيازهاى بشر فراوان مى باشد و آيات بيانگر آن احكام بسيار كم و اندك است , از اينرو براى تامين نيازهاى فقهى چاره اى جز تمسك به قياس و استحسان نداريم ( ٧١ )
تمسك به گمان و ظن موجب شد تا هر كس به سليقه و پندار خود حكمى را به اسلام نسبت دهد و بدين ترتيب اختلاف و تشتت در احكام اسلامى گسترش و شيوع پيدا كند بدون آن كه معيارى مورد اتفاق جهت ارجاع اختلافات به آن و ميزانى مطمئن براى تشخيص خطا و صواب وجود داشته باشد
براى پيشگيرى از اين اختلاف هاى خانمانسوز راهى جز انسداد باب اجتهاد مبنى بر قياس و استحسان وجود نداشت و بدين ترتيب اجتهاد به ائمه چهارگانه مذاهب عامه منحصر شد و تجديد نظر پيرامون فتاواى آنها ممنوع گرديد
ج : اكتفاء به عترت و امتناع از اجتهاد
در برابر كسانى كه كتاب خدا را كافى دانستند گروه ديگرى در طول تاريخ ظهور كردند كه ظاهر قرآن را از حجيت القاء كرده و استفاده از آن را منحصر به تلاوت و بهره لفظى دانستند
اين گروه كسانى هستند كه يا معاذ الله به تحريف قرآن نظر داده و يا فهم آن را مخصوص به معصومين عليهم السلام دانستند و لذا به سنت عترت اكتفا نمودند , شيوه اين گروه كه به مسلك اخبارى مشهور است در رجوع به عترت اكتفاء به ظواهر الفاظى است كه از آنها