شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٥٤ - علم و دين
است ساده ترين راهى است كه اين گروه در معامله با حريفان و رقيبان خود به آن مبادرت مى ورزيدند
سودا و داد و ستد با حقايق دينى امرى نيست كه تنها در محدوده مسائل حسى و يا عقلى انجام شده باشد بلكه قلمرو دين در ديگر ابعاد و از جمله در بعد سياسى نيز در معرض غارت و تجاوز قرار گرفته است
كشيشان در برخورد با قدرتمندان فاسد براى حفظ موقعيت خود سر سازش پيش گرفته و تا آنجا كه توانستند به تاييد آنها پرداختند , آنها قدرت و سلطنت پادشاهان ستمكار را به عنوان موهبتى الهى و فرهى ايزدى به مردم معرفى كرده , و غالبا خود را نيز واسطه اعطاى اين موهبت مى دانستند , و آن گاه كه پادشاهان و سلاطين هرگونه مشاركت ديگران را در حوزه قدرت خود نفى كرده و از سازش با مدعيان دين سرباز زدند آنان يكسر قلمرو سياست را به پادشاهان بخشيده و به جدايى كامل دين از سياست حكم كردند بدين ترتيب آنچه كه در دست آنان باقى مانده دينى است كه منفك از عقل و جداى از علم و منزوى سياست است يعنى اين دين محرف نه به برهان عقلى متكى است و نه در مورد مسائل علمى نظر دارد و نه مدعى اداره شئون اجتماعى آدميان است
اين شير بى يال و اشكم و دم چيزى نيست جز يك گرايش شخصى كه نه قابل برهان حكيمان عاقل و نه شايسته شهود شاهدان عارف است , بلكه همانند لذت بردن از يك غذاى خاص و يا دوست داشتن يك رنگ و يا بوى مخصوص است , به اين معنا كه هر كس مى تواند در مورد آن سليقه اى خاص داشته باشد آنان پنداشتند كه با